بین النهرین | اسطوره ها و افسانه ها https://myth.tarikhema.org گزیده ای از اساطیر و افسانه های ملل مختلف دنياي باستان Mon, 01 Apr 2019 16:52:25 +0000 fa-IR hourly 1 https://wordpress.org/?v=5.6 اسطورۀ گیلگمش و درخت هولوپ پو https://myth.tarikhema.org/article-39/%d8%a7%d8%b3%d8%b7%d9%88%d8%b1%db%80-%da%af%d9%8a%d9%84%da%af%d9%85%d8%b4-%d9%88-%d8%af%d8%b1%d8%ae%d8%aa-%d9%87%d9%88%d9%84%d9%88%d9%be-%d9%be%d9%88 https://myth.tarikhema.org/article-39/%d8%a7%d8%b3%d8%b7%d9%88%d8%b1%db%80-%da%af%d9%8a%d9%84%da%af%d9%85%d8%b4-%d9%88-%d8%af%d8%b1%d8%ae%d8%aa-%d9%87%d9%88%d9%84%d9%88%d9%be-%d9%be%d9%88#comments Tue, 01 Feb 2011 22:36:37 +0000 http://myth.tarikhema.ir/?p=39 اسطورۀ گیلگمش و درخت هولوپ پو[۱] این اسطوره به روشنی یک اسطورۀ علت شناختی است و بنیاد طبل مقدس، یعنی پوک کو[۲] و استفاده از آن در آیینها است.[۳] اینانا که همان ایشتر است، درخت ” هولوپ پو” را از ساحل رود فرات آورد و در باغ خود کاشت. او می خواست از چوب آن […]

The post اسطورۀ گیلگمش و درخت هولوپ پو first appeared on اسطوره ها و افسانه ها.

]]>
اسطورۀ گیلگمش و درخت هولوپ پو[۱]

گیلگمش و درخت هولوپ پو

این اسطوره به روشنی یک اسطورۀ علت شناختی است و بنیاد طبل مقدس، یعنی پوک کو[۲] و استفاده از آن در آیینها است.[۳] اینانا که همان ایشتر است، درخت ” هولوپ پو” را از ساحل رود فرات آورد و در باغ خود کاشت. او می خواست از چوب آن برای خود، تختخواب و صندلی بسازد. هنگامی که نیروهای متخاصم مانع انجام نیت او شدند، گیلگمش به یاری او آمد. اینانا به رسم قدردانی، یک پوک کو و یک میک کو[۴] به او می دهد که از آن درخت ساخته شده اند. بنا به تعبیر پژوهشگران این دو شیء عبارتند از: طبل جادویی و چوب طبل جادویی. این دو شیء به طریقی به جهان زیر رفته و ناپدید شده اند. انکیدو متعهد می شود که به جهان زیرین برود و این اشیاء گمشده را پیدا کند. گیلگمش انکیدو را نصیحت می کند که مقررات را در رفتار خود رعایت کند، تا در جهان زیرین گرفتار نشود. انکیدو مقررات را رعایت نمی کند و در جهان زیرین گرفتار می شود.[۵]

گیلگمش

آنگاه گیلگمش برای درخواست کمک به انلیل مراجعه می کند که به جایی نمی رسد، سپس به سین مراجعه می کند که آن نیز بیهوده است. سرانجام به ائا مراجعه می کند و ائا به نرگل می گوید در زمین سوراخی ایجاد کند تا روح انکیدو بتواند بالا بیاید. روح انکیدو از جهان زیرین برآمد. گیلگمش از انکیدو درخواست می کند تا نظم جهان زیرین و ساکنان آن را شرح دهد.[۶] انکیدو آزاد می شود و شرایط اندوهبار جهان زیرین را برای گیلگمش شرح می دهد. [۷]


[۱] . Huluppu- tree

[۲] . Ppukku

. اساطیر خاورمیانه، ص ۷۳ [۳]

[۴] . Mikku

.زن در اساطیر ایران و بین النهرین، صص ۹۹و۱۰۰ [۵]

. اساطیر خاورمیانه، ص ۷۴ [۶]

. زن در اساطیر ایران و بین النهرین، ص ۱۰۰ [۷]

The post اسطورۀ گیلگمش و درخت هولوپ پو first appeared on اسطوره ها و افسانه ها.

]]>
https://myth.tarikhema.org/article-39/%d8%a7%d8%b3%d8%b7%d9%88%d8%b1%db%80-%da%af%d9%8a%d9%84%da%af%d9%85%d8%b4-%d9%88-%d8%af%d8%b1%d8%ae%d8%aa-%d9%87%d9%88%d9%84%d9%88%d9%be-%d9%be%d9%88/feed 8
اسطورۀ گیلگمش : بابل https://myth.tarikhema.org/article-30/%d8%a7%d8%b3%d8%b7%d9%88%d8%b1%db%80-%da%af%d9%8a%d9%84%da%af%d9%85%d8%b4-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d9%84 https://myth.tarikhema.org/article-30/%d8%a7%d8%b3%d8%b7%d9%88%d8%b1%db%80-%da%af%d9%8a%d9%84%da%af%d9%85%d8%b4-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d9%84#comments Tue, 01 Feb 2011 20:19:17 +0000 بابل]]> http://myth.tarikhema.ir/?p=30 گیلگمش

معرفی گیلگمش گیلگمش قهرمان نخستین و نام پهلوان حماسه ای منظوم به همین نام است که فرمانروای اوروک در بابل بود.[۱] موضوع حماسۀ گیلگمش اساساً دنیوی و غیر مذهبی است. منظومه با مسائل زمینی همچون انسان و طبیعت، عشق و ماجراجویی، و دوستی و جنگ سروکار دارد. و همۀ آنها به گونه ای استادانه در […]

The post اسطورۀ گیلگمش : بابل first appeared on اسطوره ها و افسانه ها.

]]>
گیلگمش

معرفی گیلگمش

گیلگمش قهرمان نخستین و نام پهلوان حماسه ای منظوم به همین نام است که فرمانروای اوروک در بابل بود.[۱] موضوع حماسۀ گیلگمش اساساً دنیوی و غیر مذهبی است. منظومه با مسائل زمینی همچون انسان و طبیعت، عشق و ماجراجویی، و دوستی و جنگ سروکار دارد. و همۀ آنها به گونه ای استادانه در زمینه ای از حقیقت تلخ و خشن مرگ بر هم درآمیخته است. اوج کشمکش بازیگر اصلی برای تغییر سرنوشت، از راه دست یافتن به راز زندگی جاودان از قهرمان توفان بزرگ اعصار گذشته، با شکست پایان می پذیرد. برای آشنایی بیشتر با این اسطوره ، اسطوره‌ها و افسانه‌های تاریخ ما را در این مقاله همراهی کنید. 

گیلگمش
گیلگمش در موزه لوور

اما این شکست با احساس تسلیم و رضای کامل همراه است. تمامی اثر به دوازده لوح تقسیم شده است که طولانیترین آنها بیش از سیصد سطر است. این لوح ( یازدهم ) به توفان شهرت دارد، و کاملاً سالم است.[۲] روایت اکدی این حماسه بیشتر بخشهای آن از کتابخانه آشور بانی پال در نینوا بدست آمده است.[۳] این حماسه ماجراهای پادشاه نیمه اسطوره ای اوروک را بیان می کند.[۴] نام گیلگمش مشتق از ترکیب کهن و باستانی ” بیل- گا- مش”( bil- ga- mes ) است یعنی « پیرمرد(انسان کهن قدیمی)، مردی میانسال »[۵]گیلگمش از لحاظ تاریخی پنجمین پادشاه از نخستین سلسله سلطنتی سومر است که پس از طوفان نوح در یک دورۀ صدوبیست وپنج ساله بر سومریان حکم می راند.[۶]

گفته می شود که گیلگمش پسر الهه نین سون است که شوهرش پادشاهی به نام لوگل بنده است. اما با این که در حماسه ذکر می شود که لوگل بنده پدر گیلگمش است، فهرست پادشاهان سومری حاکی از آن است که پدر او ” یکی از کاهنان بلند مرتبۀ کول لاب” (بخشی در درون اوروک ) بوده است. این موضوع باعث می شد که گیلگمش دست کم نیمه الهی باشد.[۷]

gilgamesh
gilgamesh

حماسه گیلگمش بیان می کند که پادشاه جوان شهر اوروک، گیلگمش، به مردم بسیار سخت می گرفت و ظلم می کرد. آنها نیز به خدایان التماس کردند که زندگی دوباره ای به آنها بدهد. ایزدان انسانی وحشی را خلق کردند به نام انکیدو، کسی که اولین بار با حیوانات در دشتها زندگی می کرد …[۸]

قهرمان حماسه The Hero of the Epic

در شروع شعر قهرمان وصف می شود. دو سهم او از خدا و یک سهم او از انسان است. چون مادرش مثل مادر آشیل ایزدبانو goddess بود. وی از او قدرت، زیبایی و تحرک را به ارث برد. از پدرش وارث فناپذیری می شد.[۹] یکی از دستاوردهای مشهور او بنای دیوار شهر اوروک بود که در حماسه و در کتیبه ای سومری متعلق به آنن یکی از فرمانروایان اخیر این شهر که این دیوار را بازسازی کرد « اثر بازسازی از گیلگمش » خوانده شده است. گیلگمش در طول زمان به مقام خدایی در جهان زیرین رسید.[۱۰]

طوفان بزرگ به زبان اکدی
طوفان بزرگ به زبان اکدی

داستان

حماسه با توصیف توانمندی و خصوصیات پهلوانی گیلگمش آغاز می شود. خدایان او را با شجاعت و ابعاد جسمانی فوق بشری آفریده اند.همانطور که بیان شد گیلگمش دو جزء خدا و یک جزء انسان است. اشراف اوروک به پیش خدایان شکایت می برند که گیلگمش باید شبان مردم خویش باشد، رفتاری مستبدانه و نخوت آمیز دارد.

آنان از خدایان درخواست می کنند تا موجودی همانند گیلگمش بیافرینند تا گیلگمش نیروی خود را در هماوردی با او بسنجد و مردم بتوانند آسایش بیابند. از این رو زن-خدای آرورو[۱۱]، هیکل انکیدو[۱۱] را از خاک می سریشد، او یک موجود انسانی وحشی دشتهاست.[۱۱] اما گیلگمش که در کاخ خویش دستخوش رویایی شده بود در خواب دید که مردی هیولاوش آمده و او تلاش می کرد با وی بستیزد.

مادرش نین سون که “همه آگاه” بود شتافت و شرح پریشانی خویش باز گفت. تعبیر خواب او آن بود که انکیدو زورش از گیلگمش بیشتر است اما با وی دوست خواهد شد و به راستی هنگامی که انکیدو در کاخ به حضور گیلگمش رسید، پس از یک کشتی جانانه، گیلگمش بدو خوشامد گفت و دو پهلوان چون دو برادر در کنار هم نشستند. انکیدو رفیق شفیق و جداناشدنی گیلگمش شد و زندگی شاهانه ای آغاز کرد.[۱۴]

ادامه داستان به شرح ماجراهای گیلگمش و انکیدو می پردازد. گیلگمش و انکیدو رهسپار می شوند تا به غول آتشخوار هوواوا[۱۵] که در روایت آشوری اسطوره نامش هومبابا[۱۶] است، حمله کرده، او را بکشند. هدف این ماجرا، همانگونه که گیلگمش به انکیدو می گوید این است که” زمین را از هرچه بدی است پاک کنیم”. در این حماسه هوواوا به عنوان نگهبان جنگلهای سرو آمانوس[۱۷] که شش هزار فرسنگ وسعت دارد نام برده می شود. انکیدو تلاش می کند که دوست خود را از این کار مخاطره آمیز منصرف سازد، اما گیلگمش مصمم به انجام آن استو با یاری خدایان پس از درگیری سهمگینی، هوواوا را می کشند و سر از تنش جدا می کنند.[۱۸]

طوفان بزرگ ، اثر گوستاو دوره
طوفان بزرگ ، اثر گوستاو دوره

پس از کشته شدن هوواوا خدابانو ایشتر بر گیلگمش پدیدار و بدو اظهار عشق می کند. گیلگمش خدابانو ایشتر را تحقیر و با راندن او رویدادی شوم پدیدار می شود.[۱۹] ایشتر که از امتناع او به خشم آمده است، از انو[۲۰] درخواست می کند انتقام او را بگیرد. بدین ترتیب که نره گاو آسمان را بیافریند و او را بفرستد تا کشور گیلگمش را خراب کند. نره گاو از آسمان به زمین فرستاده می شود و میان ساکنان اوروک خرابی و ویرانی به بار می آورد، اما سرانجام بدست انکیدو کشته می شود. در نتیجۀ این عمل، خدایان به شور می نشینند و تصمیم گرفته می شود که انکیدو باید بمیرد.

انکیدو در خواب می بیند که او را به جهان زیرین می برند و نرگل او را به یک شبح تبدیل می کند. آنگاه انکیدو بیمار می شود و می میرد. و شرح روشنی از اندوه گیلگمش و آیین سوگواری که به خاطر دوستش برگزار می کند داده می شود.[۲۱] پس گیلگمش در جستجوی زندگی کوه ها و دشت ها را در پی می نهد و از سرزمین مردمان دور می شود تا به جستجوی نیای خود اوتنا پیشتیم[۲۲] که از توفان بزرگ به سلامت رسته و با همسر خود زندگی جاوید یافته است برخیزد و در این راه با موانع زیاد روب
رو می شود.[۲۳] وقتی سرانجام به آنجا می رسد اوتنا پیشتیم داستان فرار خود از سیل بزرگ و کسب حیات جاوید را برایش بازگو می کند. اوتنا پیشتیم در جواب تقاضای گیلگمش برای جاودانه شدن، او را جهت مبارزه با خواب دعوت می کند. گیلگمش در این مبارزه شکست می خورد، به طوری که فوری به خواب فرو رفته و به مدت هفت روز بیدار نمی شود.[۲۴]

پیکره گیلگمش در موزه لوور پاریس

اوتنا پیشتیم به گیلگمش نشان می دهد که حتی نمی تواند در برابر خواب مقاومت کند، چه رسد به خواب بازپسین مرگ. هنگامی که گیلگمش نومید آماده رفتن می شود، اوتنا پیشتیم به عنوان هدیۀ سرراهی با او از گیاهی سخن می گوید که خاصیت جوان کردن پیران را دارد.

اما گیلگمش برای بدست آوردن آن باید به ژرفای دریا فرو رود. گیلگمش چنین می کند و گیاه شگفتی آفرین را به بالا می آورد. هنگام بازگشت به اوروک کنار برکه ای توقف می کند تا خود را بشوید که در آن هنگام ماری بوی گیاه را استشمام می کند و آن را می برد، و مار در ضمن حرکت پوست می اندازد. و بدین سان جستجوی بی مرگی با شکست مواجه می شود. گیلگمش بر ناکامی خود زاری میکند و دست خالی به اوروک باز می گرددو احتمالاً حماسه همین جا به پایان یافته است. [۲۵]

مرگ گیلگمش

سرنوشت چنین رقم زده شد که پدر ایزدان با انلیل کوهستان به گیلگمش فرمان داد: در زیرزمین تاریکی به او نوری نشان خواهد داد، از میان ابناء بشر و از میان آنان که آوازه یافته اند، هیچ کس یادگاری برای نسل ها نخواهد گذاشت تا با یادمان وی ( هم چندی کند). پهلوانان، خردمندان، چونان ماه نو، هلال و بدر خویش را دارند.

انسان ها خواهند گفت: چه کسی تا کنون مانند او توانمند و نستوه فرمان رانده است؟[۲۶] بدون او نوری در میان نیست. آه، گیلگمش معنی رویای تو این بود. پادشاهی را به تو دادند، تقدیر تو این بود. زندگی جاوید تقدیر تو نبود. از این بابت غمی به دل راه مده. افسرده و پریشان مباش. او به تو توانایی بست و گسست امور داده است. تو را ظلمت و نور آدمیان کرده است. …[۲۷]

شهریار بر بستر آرمیده است و دیگر برنخواهد خاست،

فرمانروای کولاب دیگر بر نخواهد خاست،

او بر اهریمن چیره گشت، اما هرگز باز نخواهد گشت،

هرچند نیرومندترین بازوان را داشت، دیگر اما بر نخواهد خاست،

خردمند بود و چهره ای نیکو داشت، دیگر اما باز نخواهد گشت،

او به کوهستان رخت بربست و دیگر باز نخواهد آمد،

بر بستر سرنوشت آرمیده است و دیگر برنخواهد خاست،

بر تخت رنگین آرمیده است و نه هرگز باز خواهد آمد.

گیلگمش
گیلگمش در موزه لوور

شهروندان، بزرگ و کوچک، خاموش نتوانند بود، سوگ واری سر می دهند، همۀ آنان که گوشت و خون دارند سوگ وارند. سرنوشت به سخن درآمده است. او چون ماهی به قلاب افتاده ای به بستر درافتاده و چونان غزالی در کمند پیچ و تاب می خورد. نمتار چون دیوی بر او غلبه کرده است، نمتار نه دست و نه پا دارد، نه آب می نوشد و نه گوشت می خورد.[۲۸]

برای گیلگمش پسر نین سون هدایای خود را تقدیم داشتند. آنها هدایای خود را به ارشکیگل ملکۀ مرگ تقدیم کردند… در آن روزگاران بود که خداوندگار گیلگمش درگذشت. پسر نین سون پادشاه بی همتا، بی همارودو در میان مردان کسی که از انلیل، استادش، غافل نماند، آه گیلگمش، خداوندگار کولاب، درود بسیار بر تو باد.[۲۹]


.یاحقی، محمد جعفر، فرهنگ اساطیر و داستان واره ها در ادبیات فارسی، انتشارات فرهنگ معاصر، چاپ اول ۱۱۸۶، ص ۷۱۱ [۱]

. تاریخ و تمدن بین النهرین، ص ۳۱۹ [۲]

. اسطوره های بین النهرینی، ص ۵۱ [۳]

. اساطیر خاورمیانه، ص ۶۵ [۴]

. پژوهشی در ناگزیری مرگ گیلگمش، ص ۱۰ [۵]

. گیل گمش، شاملو ص ۹ [۶]

. اسطوره های بین النهرینی، ص ۵۱ [۷]

[۸] . Safra, Jacob.E, The new encyclopedia britanica, vol 24, p 102

. حماسۀ گیلگمش، ص ۲۵ [۹]

. تاریخ و تمدن بین النهرین، صص ۳۱۹و۳۲۰[۱۰]

[۱۱] . Aruru

[۱۱] . Enkidu

. اساطیر خاورمیانه، ص ۶۶ [۱۱]

. فرهنگ اساطیر آشور و بابل، ص ۹۷ و ۹۸ [۱۴]

[۱۵] . Huwawa

[۱۶] .Humbaba

[۱۷] .Amanus

. اساطیر خاور میانه، صص ۶۷ و ۶۸[۱۸]

. اساطیر خاور نزدیک، ص ۶۹ [۱۹]

پدر ایشتر[۲۰]

. اساطیر خاور میانه، صص ۶۸و۶۹ [۲۱]

[۲۲] . Utnapishtim

. اساطیر خاور نزدیک، ص ۷۷ [۲۳]

. فرهنگنامۀ خدایان، دیوان…، ص ۱۵۴ [۲۴]

. اساطیر خاورمیانه، ص ۷۲ [۲۵]

. اسطورۀ ازیریس، ص ۱۱۵ [۲۶]

. حماسه گیلگمش، ص ۱۱۹ [۲۷]

. اسطوره ازیریس، ص ۱۱۶ [۲۸]

حماسۀ گیلگمش، ص ۱۱۰ [۲۹]

The post اسطورۀ گیلگمش : بابل first appeared on اسطوره ها و افسانه ها.

]]>
https://myth.tarikhema.org/article-30/%d8%a7%d8%b3%d8%b7%d9%88%d8%b1%db%80-%da%af%d9%8a%d9%84%da%af%d9%85%d8%b4-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d9%84/feed 8
اسطورۀ نرگل و ارشکیگل https://myth.tarikhema.org/article-24/%d8%a7%d8%b3%d8%b7%d9%88%d8%b1%db%80-%d9%86%d8%b1%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%a7%d8%b1%d8%b4%da%a9%d9%8a%da%af%d9%84 https://myth.tarikhema.org/article-24/%d8%a7%d8%b3%d8%b7%d9%88%d8%b1%db%80-%d9%86%d8%b1%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%a7%d8%b1%d8%b4%da%a9%d9%8a%da%af%d9%84#respond Tue, 01 Feb 2011 20:08:40 +0000 http://myth.tarikhema.ir/?p=24 اسطورۀ نرگل و ارشکیگل این اسطوره با اسطورۀ فرود ایشتربه جهان زیرین تشابه زیادی دارد؛ بعضی شخصیت ها یکسانند، مکان همان جا است، و ائا درپیدا کردن راه حل همان نقش را ایفا می کند. البته فرق های قابل توجهی که دارند از آن جمله معرفی یک صندلی آئینی، نمود تصویری یک پلکان طولانی که […]

The post اسطورۀ نرگل و ارشکیگل first appeared on اسطوره ها و افسانه ها.

]]>
اسطورۀ نرگل و ارشکیگل

این اسطوره با اسطورۀ فرود ایشتربه جهان زیرین تشابه زیادی دارد؛ بعضی شخصیت ها یکسانند، مکان همان جا است، و ائا درپیدا کردن راه حل همان نقش را ایفا می کند. البته فرق های قابل توجهی که دارند از آن جمله معرفی یک صندلی آئینی، نمود تصویری یک پلکان طولانی که به آسمان خدایان منتهی می شود و از آنجا به پایین می آید، و این واقعیت که کسی که فرود می کند و شوهر ارشکیگل می شود، نرگل خدا است.

ارشکیگل

اسطوره به این صورت آغاز می شود که چون برای ارشکیگل امکان ندارد که بالا بیاید و در ضیافت سالانۀ خدایان شرکت کند، و آنها نیز نمی توانند به پایین نزد او بروند، انو تصمیم می گیرد که فرستادۀ ارشکیگل به ضیافت بیاید و سهم او را برایش ببرد. انو، فرستادۀ خود کک که را روانه می کند تا این مطلب را به اطلاع ارشکیگل برساند. کک که از پلکان طولانی آسمان پایین می رود، و در این اسطوره دروازه بان به او خوشامد می گوید: « داخل شو کک که، و بادا که دروازه به تو برکت دهد.» کک که هفت دروازه را پشت سر می گذارد، اما در هیچ یک از آنها لباس او را از تنش بیرون نمی آورند. سپس ارشکیگل و کک که به هم سلام می کنند و ارشکیگل تصمیم می گیرد وزیر خود نمتر را برای دریافت سهمیه اش بفرستد.

هنگامی که نمتر به حضور خدایان می رسد، متاسفانه متن شکسته شده اما به نظر می رسد که نرگل به نمتر اهانت می کند و توسط ائا به نزد ارشکیگل فرستاده میشود.

نمتر دربارۀ توهینی که نرگل به او کرده است با ارشکیگل سخن می گوید، اما برخورد او تحقیرآمیز است و به نمتر دستور می دهد نرگل را به حضور او بیاورد. نرگل از هفت دروازه که هریک نامی دارند عبور می کند، و پس از عبور از دروازۀ هفتم که دروازۀ ان نوگی گی نامیده می شود، وارد حیاطی بزرگ می شود. برای ارشکیگل توضیح می دهد که انو او را فرستاده است. ارشکیگل به حمام می رود، لباس های زیبا می پوشد، و ترتیبی می دهد که نرگل نگاهی به تنش بیندازد و «او در مقابل تمایل قلبی خود به آنچه زنان و مردان انجام می دهند مقاومت کرد.» متأسفانه مقاومت او دیری نمی پاید، پس از استراحتی کوتاه، ازشکیگل برای بار دیگر به حمام می رود… این بار نرگل «تسلیم تمایل قلبی خود می شود و آن کاری را می کند که همۀ مردان و زنان انجام می دهند.» ارشکیگل و نرگل، روزهای اول و دوم، سوم و چهارم، و روزهای پنجم و ششم را به حالتی شورانگیز در بستر و در کنار یکدیگر بسر می برند. وقتی روز هفتم فرا می رسد، نرگل می گوید که او باید آنجا را ترک کند و پلکان بلند آسمان را طی کند تا به حضور انو، انلیل و ائا برسد.

در این هنگام در کورنوگی، اشک از گونه های ارشکیگل جاری است، نمتر پیشنهاد می کند که نزد انو برود و در آنجا نرگل را دستگیر کند تا او بار دیگر ارشکیگل را ببوسد. ارشکیگل موافقت می کند:

” برو نمتر، تو باید با انو، انلیل و ائا صحبت کنی!

رو به سوی دروازۀ انو، انلیل و ائا گذار،

بگو که من تا به امروز یک بچه و یک دختر بوده ام،

من از بازی دختران دیگر بی خبر بوده ام،

من از بازی وجدآفرین کودکان بی خبر بوده ام،

بگذارید خدایی که نزد من فرستادید و مرا آبستن کرده است باز هم با من بخوابد!

آن خدا را نزد ما بفرستید، و بگذارید او مانند معشوق من شب را با من بگذارند! ”

او تهدید می کند که اگر نرگل به او باز پس داده نشود، مردگان را برمی خیزاند تا شمار آنها بر زندگان افزون تر شود.

نمتر از پلکان بلند آسمان بالا می رود، و سخنان ارشکیگل و تهدید او را کلمه به کلمه بازگو می کند. ائا خدایان را به صف می کند تا نمتر بتواند خلافکار را شناسایی کند، اما نمتر نمی تواند پیمان شکن را بشناسد. او نزد ارشکیگل باز می گردد و به او می گوید، در جمع خدایان یکی «با سر برهنه نشسته بود، پلک می زد و قوز می کرد.» ارشکیگل بلافاصله به او می گوید باز گردد و آن خدا را بیاورد.

در یک قطعۀ تکه پاره، نرگل سرانجام شناسایی می شود و مسلح به صندلی جادویی خود، یک بار دیگر از پلکان بلند آسمان به پایین می رود. او منتظر گشوده شدن هفت دروازه نمی ماند. او نِدودربان دروازۀ اول، ربان دروازۀ دوم،…ششم و هفتم را از پا درمی آورد. وارد حیاط بزرگ می شود، نزد ارشکیگل می رود و او را با موهایش از تخت به زیر می کشد.

آنها بار دیگر برای روزهای اول و دوم، سوم، چهارم، پنجم و ششم با اشتیاق به سر می برند.هنگامی که روز هفتم فرا می رسد متن شکسته است و ما دقیقاً نمی دانیم چه اتفاق می افتد.

روایت بسیار کهن تر و کوتاه تری از همین متن وجود دارد که روایت عمارنه نامیده می شود، زیرا در تل العمارنه مصر پیدا شده که در آن ارشکیگل پس از آنکه به گونه ای غیر آیینی از تخت به زیر کشیده می شود به نرگل می گوید:

«تو می توانی شوهر من باشی و من زن تو.

من ترتیبی خواهم داد که تو

پادشاهی زمین پهناور را تصاحب کنی!

من لوح خرد را بدست تو خواهم سپرد!

تو می توانی آقا باشی و من می توانم بانو باشم.»

نرگل به این سخنان گوش داد، و او را در آغوش کشید و بوسید.

اشک های او را پاک کرد.

«از من چه خواسته ای؟ پس از این ماه های طولانی،

یقیناً همان خواهد شد.»

. Nergal

. زن در اساطیر ایران و بین النهرین، ص ۸۸

. اسطوره های بین النهرینی، ص ۹۸

. زن در اساطیر ایران و بین النهرین، ص ۸۹

. اسطوره های بین النهرینی، صص ۱۰۰ و ۱۰۱

The post اسطورۀ نرگل و ارشکیگل first appeared on اسطوره ها و افسانه ها.

]]>
https://myth.tarikhema.org/article-24/%d8%a7%d8%b3%d8%b7%d9%88%d8%b1%db%80-%d9%86%d8%b1%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%a7%d8%b1%d8%b4%da%a9%d9%8a%da%af%d9%84/feed 0
نام و نشان خدایان ارامنه عهد باستان https://myth.tarikhema.org/article-787/%d9%86%d8%a7%d9%85-%d9%88-%d9%86%d8%b4%d8%a7%d9%86-%d8%ae%d8%af%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%85%d9%86%d9%87-%d8%b9%d9%87%d8%af-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86 Fri, 20 Aug 2010 19:01:38 +0000 http://myth.tarikhema.ir/?p=787 نکات تازهً و قابل بررسی درنام و نشان خدایان ارامنه عهد باستان در بین اسامی خدایان قدیم ارامنه که بومی یا مأخوذ از ایرانیان و مردمان بین النهرین بوده اند، این اسامی نیاز به بررسی بیشتر دارند: آرامزد (آمانور، یعنی رهبر نیرومند)، تیر (واناتور، تیروتیر عیلامی-بابلی ایزد کتابت و وعظ)؛ گیسانه (الهه مادر پر گیس؛ […]

The post نام و نشان خدایان ارامنه عهد باستان first appeared on اسطوره ها و افسانه ها.

]]>
نکات تازهً و قابل بررسی درنام و نشان خدایان ارامنه عهد باستان

در بین اسامی خدایان قدیم ارامنه که بومی یا مأخوذ از ایرانیان و مردمان بین النهرین بوده اند، این اسامی نیاز به بررسی بیشتر دارند: آرامزد (آمانور، یعنی رهبر نیرومند)، تیر (واناتور، تیروتیر عیلامی-بابلی ایزد کتابت و وعظ)؛ گیسانه (الهه مادر پر گیس؛ کیبلهً فریقی)، نانه (نانایا، الهه بابلی)، تسووینار (الهه نیرومند آبها، اردوی سور اناهیت)، واهاگن (ویها-غنه، یعنی تیر انداز و موجد رعد و برق، ورثرغنه، بهرام) و آرالز (سگ نجیب و سفید، بیاض ایت؛ ایزد خاص منطقهً بایزید که نقش اریکه نشینش بر تخته سنگی در آنجا به همراه دو موبد آیینی اش نقر شده است). این باور رواج داشته که آرالز با لیسیدن زخم کشته شدگان ایشان را زنده میکند و شفا می بخشد. نام آرا-مزد بدین صورت خود در زبان اوستایی نه به معنی ایزد دانا بلکه به معنی بس رسا و بزرگ است. در عوض کاتب وی تیر (نویسنده و دبیر) یا همان وانا-تیر (دبیر دانا و برتر) معادل بسیار داناست. این ایزد اصل بابلی دارد و این ایزد در آنجا نبو (شخص اعلام شده و نامی) نامیده میشده است. نبوی بابلی ایزدی محبوب و مورد استمداد در کتیبه های سلطنتی است. همین طور است تیروتیر در کتیبه شوتروک ناخونته دوم. تصور بر این بود که الواح سرنوشت و سرنوشت نوع بشر بدو سپرده شده است. بعداً در حدود سالهای بعد از سقوط آشّور تحت عنوان عیلامی اش تیروتور در عیلام و تحت نام تیر در ایران و ارمنستان معروف گردیده است. وی به غیر از تشتر فرشتهً باران است. ولی در ایران این دو غالباً یکی انگاشته شده است. نانه یا نونه به وضوح همان نانایا الههً جذابیت جنسی بابلی است. چون وی نیز همانند نانایا خواهر اوتو (خورشید، ایزد مهر) دختر ایزد بزرگ آسمان “آنو” (ارامزد) به شمار رفته است. وی در سرودهای مربوط به عشق مورد استمداد است. شباهتهایی با الههً زهره (ایشتار) و الههً ماه (نانّا) پیدا میکرده است. در یک سرود دو زبانه سومری-بابلی این الهه خود را چنین توصیف میکند: “دارای سینه های بزرگ در شهر دادمو و ریشی در بابل”. یعنی در نحوه پرستش و مراسم وی تفاوتهای بارزی در نزد مردمان بین النهرین وجود داشته است.
دین ارمنیان ( لغت نامه دهخدا)
دین قدیم : دین قدیم ارمنی مانند شئون دیگر تمدن آن از قبیل : زبان ، عادات و رسوم ، طرز حکومت ودیگر چیزها از تمدن ایران متأثر است و نفوذ ایران در آن کاملاً آشکار است . دین قدیم ارمنی را میتوان به دو دوره ٔ متمایز تقسیم کرد: ۱ – دوره ٔ قبل از نفوذ ایران و تمدن ایرانی . ۲ – دوره ای که تمدن ایران در آن نفوذ کرد.
۱ – دوره ٔ اول را میتوان دوره ٔ طبیعی نامید یعنی دوره ای که قوا و موجودات طبیعی مورد پرستش مردم بوده اند. از آثاری که از این دوره در ایالت گارنی ۞ برجای مانده ، مجسمه هائی است بشکل ماهی ، از اژدهاهائی که در آن روزگاران مورد پرستش ارامنه بوده اند. همچنین بموجب روایات و سنن مذهبی جنگل ((سوسیاتس)) ۞ (واقع در ایالت ایروان ) را می پرستیدند و از جنبش و حرکت برگهای آن پیشگوئی میکردند و آنوشاوان ۞ ((انوشروان )) نامی پسر کاردس ۞ نگاهبان و متولی این جنگل بود. ۲ – دوره ٔ نفوذ ایران را میتوان دوره ٔ اساطیری مذهب قدیم ارمنی نامید. مذهب قدیم ارمنی در این دوره شبیه مزدیسناست . ولی چنانکه ینسن ۞ میگوید اگرچه در این دوره ٔ اساطیری ، خدایان دین ارمنی آرامازد ۞ ، آناهیت ۞ ، واهاگن ۞ ، تیر ۞ ، میهر ۞ ، و سپاندرمت ۞ همگی ایرانی اند و تعریف و توصیفی که برای هر یک از آنها میشود درست همان است که برای خدایان ایرانی آمده ، معهذا دین ارمنی در این دوره شکل مستقلی دارد:در دین قدیم ارمنی آرامازد خالق کل است و بهیچوجه خدائی مخالف او بنام اهریمن وجود ندارد و میتوان گفت در این قسمت هیچ تأثیری از دین مزدیسنا در بین نیست فقط در زبان ارمنی مارخارامانی ۞ یادآور معنی اهریمن میباشد. در دین قدیم ارمنی پیغمبری مانند زردشت و کتابی مانند اوستا وجود ندارد. ولی انتظار موعودی سوشیانس ۞ که مردم و گیتی را از بدیها نجات دهد در قصه ٔ آرتاوازد ۞ (داستانی غیرمذهبی ) باقی مانده است . از رستاخیز و تن پسین هم تأثیردر دین ارمنی در این دوره دیده نمیشود. برای آشنائی به عقاید ارمنی ها راجع به آخرت در کتاب جمهوریت ۞ تألیف افلاطون ۞ اطلاعات خوبی مندرج است . در آنجا حکایت یک ارمنی وجود دارد که در جنگی کشته میشود و پس از ده روز او را میبرند که بر خرمنی از آتش افکنده بسوزانند، در این حال او دوباره زنده میشود و آنچه را که در آخرت دیده بود برای مردم حکایت میکند و این کاملاًشبیه است به قصه ٔ ارتویراف مقدس که در پهلوی وجود دارد و نیز شبیه کمدی دیوین ۞ میباشد.
خدایان و پرستش آنان :
۱- در بین خدایان ارمنی اَرامازد ۞ خدای بزرگ و خالق کل است و شبیه است به اهورامزدا یا هرمزد ایران . صفاتی که برای او آورده میشود بدین قرار است : شجاع ، بزرگ ، پدر همه ٔ خدایان ، آفریننده ٔ آسمان و زمین و بخشنده ٔ فراوانی و حاصلخیزی . اگرچه خدای میهر ۞ پسر اوست و الهه های آناهیت ۞ و نانه ۞ دخترهای او هستند ولی همگی این فرزندان بدون مادر از آرامازد متولد شده اند. بنابراین آرامازد کاملاًخدای بزرگ ایران ، اهورامزدا را به یاد می آورد. گلتزر ۞ عقیده دارد که خدای بزرگ واناتور ۞ بوده و آرامازدخدای اجنبی است لکن کم کم واناتور فراموش شده و آرامازد جای آنرا گرفته است . واناتور لغتی ارمنی و از دوکلمه مرکب است : وان ۞ = جا، و تور ۞ = دهنده به معنی جای دهنده و پذیرائی کننده و مهمان دوست و مطابق است باکزنی اُس ۞ یونانی . آرامازد را خدای نوروز نیز می نامیدند زیرا وقت پرستش او به نوروز می افتاد و نوروز را بزبان ارمنی ناواسارد ۞ میگویند.
۲- آناهیت ۞ نزد ارمنی های قدیم فوق العاده اهمیت داشت و مورد پرستش آنان بود و مسلم است که پرستش آناهیت در دین قدیم ارمنی از دین زردشتی آمده ، اگرچه ایرانیها بت نداشتند و بت پرست نبودند، ولی بقول هرودت : اردشیر باحافظه [ یادگیر ] ۞ (۳۱۶ – ۴۰۴ ق . م .) امر کرد که ایرانیها برای آناهیت مجسمه ای برپا کرده آنرا پرستش کنند. آناهیت در برابر ارتمیس ۞ اساطیر یونانی است که الهه ٔ عفاف و پاکدامنی میباشد و این ادعا از کلمات تیردات ۞ پادشاه ارمنستان بخوبی ثابت میشود: ((بانوی بزرگ آناهیت که فر ملت ماست و رزاقی که مادر همه گونه خرد و هوش است و دختر آرامازد بزرگ و دلیر است ۞ )).
معابد مهم آناهیت در شهرهای یریتسا ۞ و آرماویر ۞ و آرتاشات ۞ و آشتی شات بوده است . یکی دیگر از معابد آناهیت معبد سنگ داربنوتس ۞ در ایالت آنزواتسیاتس ۞ بوده است . بعضی ها آناهیت را با آفرُدیت ۞ الهه ٔ شهوت مطابق میدانند. این تطبیق هم درست است زیرا بقول سترابُن ۞ نابکاری و بی عفتی و فحشاء هم در معابد آناهیت وجود داشت . مهمترین و بزرگترین معبد آناهیت که بنابه گفته ٔ سی سِرُ ۞ محبوبترین و ثروتمندترین آنها بود، معبد یریتسا بود. وقتی که لوکولوس ۞ به ارمنستان حمله کرد، مردم بیم داشتند که این معبدو اموال بیشمار آن به تاراج رومیها رود لکن در زمان آنتونیوس ۞ معبد به تاراج سپاهیان رومی رفت و سربازان مجسمه ٔ زرین آناهیت را درهم شکستند و قطعات آنرا میان خود تقسیم کردند. بعدها در ارمنستان بجای مجسمه ٔ ازبین رفته ٔ آناهیت مجسمه ٔدیگری از زر درست کردند که تا زمان گریگور ۞ مقدس اولین خلیفه ٔ بزرگ ارمنی وجود داشت . مجسمه ٔ آناهیت در آشتی شات نیز از زر بود و بهمین جهت آن را وسک میر ۞ یعنی ((مادر زرین )) می نامیدند. آناهیت متمولترین خدایان بود و تمام ایالت یکغیاتس ۞ بنام این الهه ، آناتا ۞ نامیده میشد. گله های بزرگ گاو که مخصوص قربانی آناهیت بودند، همه جا با نشان آناهیت می گشتند و از دیگر گله ها ممتاز و مشخص بودند. در اولین ماه سال نو یعنی ماه ناواسارد (فروردین ) جشنهای بزرگ برپا میکردند. زوار از هر نقطه به معابد روی می آوردند و حاجت میخواستند. در ۱۸۸۴ م . در آسیای صغیر سر یکی از مجسمه های خدایان پیدا شد که سامویل رایناک ۞ آنرا شاهکار بی نظیر می داند و اکنون در بریتیش موزیوم است . بعضی آنرا مجسمه ٔ آناهیت و پاره ای دیگرمجسمه ٔ آستغیک ۞ می دانند.
۳- مهر ۞ : درباره ٔ خداوند مهر اطلاعات ما اندک است و اگرچه آگاسانگلس ۞ میگوید که در باگایاریچ ۞ معبدی بنام او بوده است ولی درباره ٔ اینکه چگونه و به چه کیفیت او را می پرستیده اند هیچ نوع اطلاعی در دست نیست . لغات بسیاری از کلمه ٔ مهر مشتق شده است مانند مهیان ۞ = بتکده ، معبد. مه کان ۞ که نخست معنی ماه ۞ و سپس نام مخصوص ماه هفتم سال شده است . اسامی خاص : مهران ۞ ، مهروژان ۞ ، مهرداد ۞ ، مهنداک ۞ ، مهر ۞ که همگی از مهر مشتق شده اند دلیل بر اینند که مهر در میان مردم خیلی محبوب بوده است . مهر از لغات ایرانی و معنی آن آفتاب است (میثرا، ۞ میترا ۞ ، مهر ۞ ). گزنفون ۞ مینویسد:ارامنه اسبها را به مهر می بخشیدند و قربانی میکردندبقول ستراب ُ ۞ در موقع جشن مهرگان از ارمنستان ۰۰۰،۲۰ اسب برای دربار ایران بعنوان خراج و پیشکش فرستاده میشد. مورخین ارمنی ، یغیشه ۞ و موسی خورنی ۞ حکایت میکنند که ایرانی ها (چنانکه ارمنی ها را نیز این عادت بود) بنام مهر سوگند یاد میکردند، زیرا او حامی و مدافع عهد و پیمان بود. در پهلوی لغتی هست میثرادروج ۞ که پیمان شکن معنی آن است . مهر در مذهب زرتشتی سوشیانس یعنی نجات دهنده شمرده شده است و مأمور است که رستاخیز کند اگرچه ، چنانکه پیش گذشت فرزندان آرامازد همگی بدون مادر از او متولد شده اند، ولی بروایت پاره ای از مورخین ارمنی ، مهر را مادری از افراد نوع بشر بوده است . مهر یزته ۞ (ایزد) وهمکار امشاسپندان بود و در ردیف آنان شمرده میشد.
امشاسپندان بقرار زیر بوده اند: ۱- اهورامزدا (هرمزد). ۞ ۲- بهمن . ۞ ۳- اردیبهشت . ۞ ۴- شهریور. ۞ ۵- اسفند. ۞ ۶- خرداد. ۞ ۷- امرداد. ۞ دو تن از امشاسپندان که هرمزد و سپاندارمذ باشند، خدایان ارمنی شده اند. ایزدان ۞ که فرشتگان بودند، سه تن از آنان نیزخدایان ارمنی شمرده شده اند: مهر، آناهیت ، تیر. مهرپرستی تنها عقیده ٔ ایرانی است که مدتها در مغرب رواج داشت و رقیب بزرگ دین عیسی بود، لکن در قرن چهارم میلادی از اهمیت و پرستش آن کاسته شد.

۴- تیر ۞ : این خدا، خوابگزار، حامی ادبیات و صنایع بود و قلم آرمازد نامیده میشد. تیر لغتی ایرانی و بدین معنی برابر است با آپُل ُ ۞ یونانی که همواره با تیر و کمان پدیدار میشد. نیز او را با هِرمس ۞ یونانی که خوابگزار بود تطبیق کرده اند. معبد تیر در یرازاموین ۞ بود و آرتاشس دوم مجسمه ٔ اورا از ((آرماویر)) بدانجا برده بود. قشون تیردات ۞ که دین عیسوی پذیرفته بود، بفرمان وی از پایتخت واغارشاپات ۞ بدان معبد روی آورده ، آنرا ویران کرده بسوختند و دیوها ((مغها)) از آنجا فرار کرده به معبد آناهیت آمدند. (آگاثانگلس ). ۞ یکی از نامهای ارمنی بنام تیر ۞ نامیده شده است چنانکه مِه کان ۞ بنام مهر بود. و نیز از نام تیر اسامی خاصی مشتق شده اند مانند ترینکاتار ۞ ، تیروتس ۞ ، تیران ۞ ، تیرداد ۞ و غیره .
۵- آستغیک ۞ : دومین الهه است . معبد او در شهر آشتیشات ۞ واقعدر ایالت تارُن ۞ بوده که آنجا را ((حجله ٔ آستغیک )) می نامیدند زیرا آستغیک زن یا معشوقه ٔ واهاگن بود. آستغیک با آفرُدیت ۞ تطبیق میشود، زیرا بفسق معروف بود.معابد آستغیک در جاهای دیگر نیز بوده است ، از جمله بر فراز کوه پاغات در ایالت آنج واتسیاتس ۞ و نیز در کنار دریاچه ٔ وان . احتمال میرود که آستغیک از لغات سامی اقتباس شده باشد، چنانکه هوفمان ۞ نام او را ((ستاره ٔ کوچک )) ترجمه ٔ کوکب ۞ سریانی می داند. گل محبوب آستغیک ((ورد)) (گل سرخ ) و پرنده ٔ محبوب او ((کبوتر)) بود. از نام آستغیک اسامی خاص نیز مشتق شده اند.
۶- واهاگن ۞ : واهاگن به خدای اژدهاکش معروف بود، زیرا او مارهائی را که سبب یا نماینده ٔ تاریکی بودند میکشت . در سنن قدیم ارمنی ، سرود باشکوهی درباره ٔ چگونگی متولد شدن واهاگن ضبط شده است : ((آسمان از درد وضع حمل رنج میکشید، زمین و دریای ارغوان نیز همچنین بودند. نی سرخ را نیز در دریا زادن گرفته بود. از ساقه های نی دود بر آسمان میرفت . در میان شعله ها جوانی می دوید. او ریشی آتشین داشت و چشمهایش یک جفت خورشید بودند. این جوان واهاگن بود.)) هنگامی که گریگور ۞ خلیفه ٔ بزرگ ارمنی از قیصریه مراجعت میکرد، شنید که معبد واهه واهیان ۞ (که خود از سه معبد تشکیل میشد) هنوز برجای است و ویران نشده است .پس فرمان داد تا با کلند بناهای معابد را ویران سازند. این بار دیوها (مغها) پایداری کرده و همگی تلف شدند. از معابد دیگر واهاگن یکی در مشرق کوه واراگ ۞ و دیگری در آغ باک ۞ صغیر بود (ایالت جنوب وان ). از پهلوانیها و شجاعت های واهاگن ، یکی دزدیدن کاههای بارشام ۞ بوده (این کاهها بعداً در آسمان پراکنده شده کهکشان را تشکیل دادند). و دیگرغلبه بر مارهای گمراه کننده . واهاگن شکارچی و خود نیز خداوند شکار بود. این خدا در ایران برابر وِرِتراغنا ۞ است که صفات او را برای بهرام گور آورده اند. همین صفات در گرجستان برای واکستانگ گُرگاسلان ۞ پهلوان افسانه ای آورده شده است . واهاگن ، چنانکه نزد زردشتیها، در میان ارامنه نیز نام بیست وهفتم هر ماه بود، همانطوری که آستغیک نام هفتم ، مهر نام هشتم ، آرامازد نام پانزدهم و آناهیت نام نوزدهم هر ماه بود.
۷- نانه ۞ : نانه نیز الهه و دختر آرمازد بود و با آتنا ۞ یونانی تطبیق شده است . بنابر روایات ارمنی ، مجسمه ٔ او را آرتاکسیاس ۞ از یونان آورده وتیگران ۞ برای او در قصبه ٔتیل معبدی برپا کرده بود. گریگور مقدس معبد او را ویران ساخت و اموال و ذخایر او را به کلیسا بخشید.
۸- بارشامین ۞ : مجسمه ٔ این خداوند را تیگران از بین النهرین آورده بود و برای او در قصبه ٔ ثُردان ۞ در ایالت دارناغیاتس ۞ معبدی برپا کرده ، وی را پرستش میکردند. مجسمه ٔ او از عاج و بلور و نقره ساخته شده بود و بهمین مناسبت او را ((سفیدفر)) می نامیدند. در داستانهای ارمنی است که واهاگن کاههای بارشام را می دزدد و آرام ۞ پادشاه افسانه ای ارمنی او را مغلوب میکند.
۹- گیسانه ۞ و دِمِتر ۞ : اینان دوتن شاهزاده ٔ مشکوک هندی بودند که به ارمنستان پناه آورده و در تارون ۞ دو مجسمه و معبد برای خود برپا کرده بودند. عیسویان معبد گیسانه را ((در دوزخ )) و یا ساندارامت ۞ می نامیدند که از ((دیوها)) پر بود. مجسمه ٔ گیسانه ۱۲ ذراع و ازآن دمتر ۵ ذراع بود.
۱۰- ساندرامت ۞ (آرامای تی ۞ سپنتا ۞ ، سپاندارمات ۞ ) ساندرامت یکی از هفت امشاسپندان دین ایران و دختر اهورامزدا و نمونه ٔ زنی با عفت و عصمت و خدای زمین بود. این خدا با دیونیس ۞ یونانی مطابقت دارد و در اساطیر ارمنی خدای مذکر است . غیر از این خدایان ، از پهلوانان داستانها حکایتی است که معروفترین آنها داستان آرتاوازد ۞ میباشد. آرتاوازد پسر آرتاشس ۞ دوم بود و مطابقت میکند با آشاوارد ۞ جاویدانی اوستا که باید بهمراهی سوشیانس برخیزد و در دنیا آئین خوب برپا کند. آرتاوازد در اساطیر ارامنه کار سوشیانس را بخود گرفته است . دیگر از قهرمانان افسانه ای هایک ۞ میباشد که مؤسس افسانه ٔ ملت ارمنی بوده است . (دین قدیم ارمنیان بقلم آبراهامیان در یادنامه ٔ پورداود ج ۱ صص ۱۰۰ – ۱۰۹).

The post نام و نشان خدایان ارامنه عهد باستان first appeared on اسطوره ها و افسانه ها.

]]>
بررسی اسامی جغرافیایی مناطق جنوبی ایران https://myth.tarikhema.org/article-595/%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%85%db%8c-%d8%ac%d8%ba%d8%b1%d8%a7%d9%81%db%8c%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%85%d9%86%d8%a7%d8%b7%d9%82-%d8%ac%d9%86%d9%88%d8%a8%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1 https://myth.tarikhema.org/article-595/%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%85%db%8c-%d8%ac%d8%ba%d8%b1%d8%a7%d9%81%db%8c%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%85%d9%86%d8%a7%d8%b7%d9%82-%d8%ac%d9%86%d9%88%d8%a8%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1#respond Fri, 14 May 2010 16:01:47 +0000 http://myth.tarikhema.ir/article-595/%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%85%db%8c-%d8%ac%d8%ba%d8%b1%d8%a7%d9%81%db%8c%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%85%d9%86%d8%a7%d8%b7%d9%82-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c بررسی اسامی جغرافیایی مناطق و رودهایی در سواحل جنوبی ایران که در لشکرکشی اسکندر و دریا سالارش نئارک از آنها نام برده شده است

The post بررسی اسامی جغرافیایی مناطق جنوبی ایران first appeared on اسطوره ها و افسانه ها.

]]>
نگارنده در دوران تحصیلات ابتدایی و دبیرستانی با نقشه جغرافیایی بازی میکرد و در پی یافتن امکان رفع بی آبی و کم آبی طرحهایی خیالی میریخت. آن طرحها به بار ننشست و حتی درس دانشگاهی آبیاری و آبادانی نا تمام ماند. کویر اجتماعی سیاسی و فرهنگی مقدم شده بود. مانند هزاران تن امسال خود به سبب نحوه عدالتخواهانه افراطی خود بدین عرصه کشیده شدم. اما سرانجام من ماندم و تجربیات انطباق نقشه جغرافیایی ایران با طبیعت ایران در ذهن خود که اکنون با تجربیات فرهنگ لغات جغرافیایی کهن توأم شده است و به خوبی در این عرصه منحصر به فرد به کار آید. به مصداق ضرب المثل فارسی “هرچیز که خوار آید، یک روز به کار آید”، به طوری که کفاف میکند در این باب بتواند مقاله جالب استاد احمد اقتداری را در باب جغرافیای تاریخی نواحی ساحلی جنوب ایران در عهد اسکندر مقدونی تکمیل نموده و اینهمانی مکانهای کهن و جدید را در مقالهً تحقیقی وی تعیین نماید.
در این مقاله از گفتار یونانیان مکانهای کوکالا (محل قصر)، سرزمینهای ارابیت (ارا- بیت، محل درخت بیدار یا بید رسا/ بید مجنون)، ادریت (شهر نکونام)، کل ناحیه با اسم گدروزیا (محل روزه و صومعه روزه داران، نیمروز)، پورا (دژ پُری و فراوانی)، رود تومیروس (تومه روذ، رود پُر و زمخت) و کانازیدا (محل درخت پر شاخ و برگ) در سمت بلوچستان نام برده شده است که به ترتیب مطابق یاهوکلات (محل دژ)، دشتیاری (دشت- اری)؛ نیکشهر، نیمروز (سرزمین راهبان پایینده اوقات روز برای نماز)، پهره (فهرج؛ دژ پر بهره) رود دشت بلوچستان پاکستان (در اصل دشخوار رود یعنی رود زمخت و بزرگ) و کُنارک می باشند.
در سمت میناب (دارای آب مینوی) به نامهای آراموزیا (هئورو مئوذ؛ شهر میوه کامل، منظور محل نخلستان خرما) یا اُورگانا (محل فراوانی و ثروت) و سلامونت (محل بافتن تور ماهیگیری و پارچه) اسم برده شده است که دو نام اولی مربوط به بندر کهن معروف هرمز (هرمز کهنه در جنوب میناب) و شهر دومی همان سورو در بخش غربی شهر بندرعباس است.
جزیره آواراکتا (دارای رختهای خوب) یا اراراکتا (محل حریر) همان کیش (محل بافت لباس) است. می دانیم که شهری به نام حریره (حریره-کتَ= محل حریر) در این جزیره وجود داشته است که آثاری از آن باقی است. مردم کهن بین النهرین این جزیره را به متعلق به ایزدی انساگ (بهترین سرور، اشاره به نام حریره= هئورو رخته یعنی دارای رخت کامل) و الهه بافندگی به نام اوتُو (الهه درخشان و آرامش بخش) دانسته و دیلمون یعنی جزیره چاههای آب می نامیدند. معانی نامهای انساگ و اوتّو یادآور صفات سلیمان حریر پوش و صلح آمیز تورات است.
نئارک در آن سمت غرب جزیره آواراکتا یا آراراکتا در سواحل استان هرمزگان و بوشهراز دو قصبه ساحلی و بندری به نامهای گِتِس (روستای خُرد)، آپوستانی (محل واقع در آب، منظور شبه جزیره)، کوگانا (محل بازارگاه یا چشمه) و رودی به نام سیناکوس (شین کاس= محل دارای چشمه خوب) نام می برد که به ترتیب مطابق با بندر جزه (علی القاعده تبدیل حروف فارسی منتج از گتس)، بساتین، کنگان (محل دارای بازارگاه یا چشمه) و رود مُند (رود باعث آبادی و رونق) است که در قسمت سفلای خود از کنار قصبه ای به نام شیخیان (شی-خی- یان، یعنی محل چشمه خوب) عبور می نماید.
نئارک در آن سوی بوشهر به سمت شوش در سواحل خلیج فارس از رودخانه گراتیس (کُرا- تیش= یعنی رود شور)، بندر مزامباریا (ماس-انباریا= محل انباشته از ماهی)، رود آروزیس (هرو-زیش= رودی که به محل باتلاقی و گندابی، خور می ریزد) و قصبهً دری دوتیس (دارای لنگرگاه خوب) در کنار اولایوس (کارون یعنی رود چاه، رود ویلو= رود چاه عمیق جهان زیرین به زبانهای آرامی، عربی) نام برده است که به ترتیب عبارتند از رود شور، بندر معشور(در اصل یعنی ماهی شهر)، رود زَهره (تلخ رود یا همان هندیجان) و روستای ابودیره می باشند. به نظر میرسد نظر به سرچشمه رود کارون از چشمهً بزرگ چاهو (شاهو) در شمال خوزستان و گل آلود بودن آب این رودخانه به نامهای سامی و عیلامی کهن اولایوس (آب چاه زیر زمینی و آن جهانی عمیق) ونام عربی کارون (رود چاه) و نام پهلوی آب کاریزها (آب قناتها) مسمی شده است.
در اینجا مقاله به احمد اقتداری مربوط به گزارشهای دریانوردان و تاریخ و جغرافی نویسان یونانی را بدون هیچ گونه دخل و تصرفی به عینه از پایگاه پژوهشی آریا بوم نقل می نمائیم:
اسکندر در خلیج فارس (از احمد اقتداری، پایگاه پژوهشی آریابوم)
اسکندر، پس از تسخیر سرزمینهای کرانۀ رود سند در هندوستان، آرزومند بود که از راه دریا از سند گذشته به دریای عمان و خلیج فارس راه یابد و سپس از سرزمینهای دوردست و اسرارآمیز عربستان جنوبی و یمن و آفریقا که آن روزگار برای جغرافی دانها و سرداران و بازرگانان ناشناخته بود دیدن نماید و آنها را جزو قلمرو و کشورهای فتح شدۀ خود درآورد.
اسکندر می دانست، که پیش از او جهانگشایان و سرداران و دریانوردان جسور بابلی و عیلامی و پارسی و آشوری گاه به گاه از این دریای پرمخاطره گذشته و دردل دشت های عربستان جنوبی سیر و سفر کرده اند. وی از سرداران و مشاوران خود شنیده بود که داریوش کبیر شاهنشاه هخامنشی، ناوگانی را مأمور مطالعه در آبهای خلیج فارس و دریای هند و پیمودن پیرامون عربستان کرده است. شاید اولین بار این گروه ایرانی به همراهی سیلاکس کاری آنده، دریانورد یونانی قسمتی از دریای هند و سواحل عربستان را پیموده، از دریای سرخ گذشته بود و آنگاه از طریق اقیانوس هند راه دریایی مصر را یافته، از راه دامنۀ کوههای زاگرس مراجعت و گزارش سفر خود را به شاهنشاه هخامنشی تقدیم کرده بود.
اسکندر که سرمست غرور جهانگشایی و آرزومند کشف سرزمینهای دور دست و مطیع کردن اقوام و ملل مختلف بود، خود تصمیم گرفت که از کرانۀ سند به دریای پارس رود. پس در سال سیصدوبیست وشش قبل از میلاد مسیح، از دهانۀ رود سند عبور نمود و مسافتی چند در دریا براند، ولی موجهای هراس انگیز دهانه ی رود سند، در نخستین روزهای سفر دریایی او را از عبور از دریایی ناشناخته بر حذر داشت. از آن گذشته، گروهی از سپاهیان او که می بایست از بلوچستان و کرمان و دشت های ساحل خلیج فارس گذشته به بین النهرین سرازیر شوند تا به فرمان او در بابل گردآیند، در خشکی، با دشواریها و سختی های فراوانی روبرو شدند، و وی می بایست آنها را سرپرستی کند، تا شاید از خطرهای فراوانی که بر سر راه آنها بود جان بدر برند. از این رو، اسکندر، در دهانۀ رود سند، باز ایستاد و رب النوع دریا را ستایش نمود و قربانی فراوان کرد و در جامهای زرین، بر روی دریا شراب نوشید و فرمان داد که دو گاو نر و دو جام زرین پر از شراب را به رسم قربانی به دریا افکنند. آنگاه نئارک یا نئارُخس سردار دریایی و وفادار خود را از راه دریا، روانه نمود و هنگام عزیمت او، خدای دریاها را نیایش کرد و از او چنین خواست :« ای خدای قادر دریانوردی، نئارک را در دریای پارس تا مصب دجله حمایت کن، و او را سالم بازگردان.» و خود فرماندهی سپاه خشکی خود را عهده دار و راه خشکی را به سوی کرمان در پیش گرفت. سپاهیان اسکندر که بیش از ۲۵ هزار پیاده و سوار بودند از بیابان های خشک و دهشت انگیز ساحل رود سند به طرف اربیت و ادریت و گدروُزی که بلوچستان امروزی است به حرکت درآمدند.
آوازه ی جباری و بیداد اسکندر در همه جا پیچیده بود و همۀ ساکنین ایران زمین آنروز که شامل دهانۀ رود سند تا کوههای هندوکش و سرزمین های بلوچستان و کرمان و سیستان و خراسان و خوارزم در مشرق ایران بود، کینۀ اسکندر را در دل می داشتند زیرا او را کسی می دانستند که بنیاد پادشاهی ایران را از بیخ و بن برکنده و مردم کشورها را از دم تیغ گذرانده است، اینان آماده آن بودند که هرچه بتوانند و در هر کجا فرصتی به دست آرند به سوی او و سپاهیانش بتازند و آنها را از پای درآورند.
در دشت های پهناور و بی آب و علف بلوچستان و در مناطق کوهستانی و گذرگاه های سخت آن، برای ایرانیان تازه شکست خوردۀ خونین دل موقع مناسبی به دست آمده بود تا گاه و بی گاه، در شب یا روز، دزدانه یا آشکار، به سپاهیان اسکندر هجوم برند و آنان را به نقاط سخت و دشوار و کم آب و بی آذوقه در ریگ روان و گذرگاه های کوهستانی نمکین به ستوه آورند. نوشته اند که بسیاری از سپاهیان اسکندر در جنگ های محلی و زد و خوردهایی که با طوایف بومی این سرزمین کردند از پای درآمدند، یا از گرسنگی و بی آبی در میان ریگ های روان دفن شدند. گودال ها و چاه هایی که روی آن با چوب و شن و خاشاک پوشانیده شده بود جا بجا سربازان و بارو بنه ی اردوی اسکندری را در کام خود فرو می کشید و نابود می کرد؛ مردم بر سر راه او خرمن ها را آتش می زدند، علفزارها را می سوزانیدند و خود به کوهها و بیغوله ها فرار می کردند.
اسکندر که به این همه سختی راه و مقاومت و جنگ و گریز مردم این سرزمین ها نیندیشیده بود، به کلی فرسوده گشت، نوشته اند که بارها در این راه برای خدایان خود قربانی کرد.
لئونا سردار محبوب او در کوکالا در سرزمین ارابیت در بلوچستان با طوایف بلوچ جنگید و جان گروه بی شماری از سربازان اسکندر را فدا کرد. از آن پس اسکندر دستور داد که سپاهیانش هر انسان بومی را ببینند، شکار کنند، از اینرو گروه های بیست و سی نفری به شکار یک انسان برهنه پای بلوچ می رفتند و تا او را از پا در نمی آوردند از پای نمی نشستند. سرانجام، اسکندر پس از شصت روز راه پیمایی به پورا که در حدود فَهرَج کنونی قرار داشته و آن روزگار مرکز گدروزی یعنی بلوچستان بوده است، رسید.
دشواری هایی که پیش آمد و تفرقه هایی که برای حفظ سپاه در اردوی اسکندر افتاد، او و سپاهیانش را از ترس ساحل نشینان و برای انتخاب راه هایی که به آب و آبادی و آذوقه نزدیکتر باشد از کرانه های دریا دور کرد. همچنین ناوگان دریایی او را که به پشتیبانی سپاهیان زمینی به فرماندهی نئارک پیش می رفت دچار وحشت و اضطراب نمود، نئارک که با ۳۲ کشتی بزرگ و کوچک ناوگان دریایی اسکندر را بسوی خلیج فارس پیش می راند، کمتر از اسکندر دچار بدبختی و مصیبت نشد. همۀ آنهایی که از دور و نزدیک توانسته بودند، خود را از حملۀ پیکان های کشندۀ سپاهیان اسکندر برهانند و بگریزند به کرانه های دریا روی آوردند و در درون جزیره ها و بر کنارۀ ساحلها، کمین گاها و مخفی گاهها جستند و چون از دریا نوردان اسکندر، کسانی برای بردن آب و یا تهیۀ آذوقه به ساحل یا جزیره ای پای می گذاشتند، چابک و آرام، بدانها حمله می بردند و انتقام می کشیدند.
نئارک در یادداشت سفر خود نوشته است که در دهانۀ رودخانۀ تومیروس که شاید در نزدیکی جاسک یا چاه بهار کنونی به دریا می ریخته است، مردم چون ما را دیدند، با نیزه های خود مسلح شدند و در کنار دریا بصف ایستادند و ناخن های آنان چنان نیرومند بود که با فشار چنگ، ماهیان بزرگ را به دو نیم می کردند و شاخه های درختان را با ناخن می بریدند. لباسشان از پوست نهنگ و خانه هاشان از استخوان ماهی بود. پس از آن نئارک یادداشت کرده است که با گذشتن از سواحل آباد و باغستان ها و خرماستان ها، به شهر کی رسیدیم و چون آذوقه و آب دریانوردان به پایان آمده بود به تهیۀ آب و آذوقه ناگزیر می شدیم. از این رو، با همۀ خطری که ساحل برای ما داشت، من شخصاً بهمراهی سه چهار تن از همراهان خود در کرجی کوچکی سوار شده به سوی ساحل راندیم. نگهبانان شهر که کرجی کوچکی را با چهار تن سرنشین ساده دیدند، با خوش بینی و مهمان نوازی ما را پذیره شدند و آب و غذا به ما دادند، من اجازه گرفتم که به درون شهر بروم، پس از ورود، به بهانه ی دیدار فرمانروای شهر، به درون دژ راه یافتم، چون به بام قلعه بر شدم، من و همراهانم چند نفر نگهبان قلعه را غافلگیر کردیم و کشتیم و به ناویان که در دریا، نزدیک ساحل، منتظر علامت ما بودند، دستور حمله دادیم. بدین گونه آنان به شهر حمله ور شده، از کشت و کشتار هر چه توانستند، دریغ نکردند.
پس از چندی، کمی آذوقه سربازان نئارک را در تنگی می نهد و چون آنان از شهرهای آباد و پر آذوقه که نگهبانان زیادی می داشته، هراسناک بوده اند، بناچار در جزیره های غیر مسکون فرود آمده از لیفۀ درخت خرما تغذیه می کرده اند.
در حوالی شهر کانازیدا که شاید در انتهای بحر عمان و نزدیک به دهانۀ خلیج فارس قرار داشته است، نئارک و سردارانش به وحشت و دلهرۀ عجیبی گرفتار می شوند، زیرا شنیده بودند که در آبهای این ناحیه ماهیانی وجود دارند که دم خود را به کشتی زده آن را واژگون می کنند. نئارک می نویسد که آن روز در دل دریا غوغای عجیبی برپا بود. نزدیک بود که این نهنگ های عظیم الجثه کشتی های ما را در هم شکنند و به اعماق دریا فرو فرستند، دریانوردان در تشویش و نگرانی به سر می بردند.
پس از آن، نئارک به دماغۀ مُسَنّا که هم اکنون موسندام نامیده می شود، می رسد و نوشته است که از کنار این دماغه، دارچین و ادویه به بابل و سوریه می بردند. نیروی دریایی اسکند پس از گذشتن از کرانه های موسندام که بی دشواری و جنگ و ستیز انجام نیافته است، به رودخانه ی اَنامیس یا آرامیس که امروز میناب نامیده می شود و از نزدیک شهر آرموزایا یا اُرگانا (میناب کنونی) می گذرد، می رسد.
نئارک در ساحل این شهر ناوگان خود را متوقف می کند و چون می شنود که اسکندر نگران و خسته و فرسوده، در پنج منزلی آنجا، در سالامونت که شاید جلگه ی بندرعباس کنونی باشد سراپرده زده است، با یک ارابه و پنج نفر همراه به سوی اردوی او می شتابد.
حاکم دست نشاندۀ منطقۀ آرموُزایا برای آنکه حسن خدمتی نشان داده باشد، با شتاب بسیار خود را به اردوی اسکندر می رساند و او را بر سلامت نئارک و ناوگانش مژده می دهد. اسکندر که در بیابان های بلوچستان نخستین بار در عمر خود، خود را عاجز و زبون و نگون بخت دیده است، امیدی به بازگشت نئارک نداشته و تصور می کرده است که او و همراهانش در دل آبهای تیره فرو رفته، یا به دست ماهی خواران برهنه پای بلوچ از پای درآمده اند، سخنان حاکم را باور نمی کند، آنگاه او را در بند می کشد، تا از درستی و نادرستی گفتارش خبری بازآید و گروهی را به جست و جوی نئارک به ساحل دریا می فرستد. نئارک و همراهانش که بسبب سختی های سفر دریا، ژنده پوش و سوخته رنگ و دگرگون شده بودند، از کنار فرستادگان اسکندر می گذرند، بی آنکه دو گروه همدیگر را بازشناسند و لیکن پس از طی کردن مسافتی باز پس می نگرند و پس از گفت و شنود، به هویت یکدیگر پی می برند.
نوشته اند که اسکندر پیش از رسیدن نئارک ناتوان و نومید و بیمار شده بود، تا آنجا که بر زبونی و درماندگی خود بارها بگریست و از برای جلب مرحمت خدایان قربانی ها کرد و به ژوپیتر خدای خدایان خویش توسل جست و می گفت من که همواره بخت را با خود یار داشتم و پیروز بختم می خواندند، هرگز چنین در چنبر سختی ها زبون نیفتاده بودم ولی باز هم روزگار با پسر فیلیپ مقدونی همراه شد، نئارک و همراهانش رسیدند. اسکندر نخست، نئارک را باز نشناخت لیکن پس از دادن نشانی ها ، چون او را باز شناخت، در آغوشش کشید و فرمان داد تا سپاهیان به رقص و شادی برخیزند و برای خدای دریاها قربانی کنند. سپس نئارک را گفت با گروهی از ناویان از راه خشکی رهسپار بابل شود. نئارک که خود را در نیمه راه افتخار می دید خواهش کرد که اسکندر اجازه دهد او مأموریت خویش را از همان راه دریا بانجام رساند.
نئارک پس از بازگشت به آرموزایا براه خود ادامه داد و به آواراکتا که گویا جزیرۀ قشم یا جزیرۀ کیش کنونی بوده، رسید و در آن جزیره درخت انگور دید، پس از آن به سوی گِتِس یا گِتِه براند و در راه از آپوستانی که محل آن نزدیک به بندر شیوی امروزی است، گذر کرد. در گتس گوسفند و بز وحشی فراوان دید و شاید این محل همان باشد که امروزش گناوه می نامیم. سپس به کوگانا که جای آن را بندر کنگان کنونی نوشته اند رسید و ۲۱ روز در آنجا توقف کرد. در کنار رودخانه ی سیناکوس(رود مُند) توقف کرد تا گندم هایی که اسکندر از شهر فیروزآباد کنونی برای او فرستاده بود برسد، پس از آن به مَزامباریا یعنی بندر بوشهر کنونی یا حوالی ریشهر رسید، رودخانۀ گراتیس (رود شور) را بدید و به ریگ و دیلم که امروز دو بندر بر ساحل دریا مانده اند کشتی راند، از آنجا به دهانۀ رودخانۀ آروزیس یا اندیان که امروز هندیان نام دارد نزدیک شد و چون به قریۀ دری دوتیس بر کنار کاروان رسید اطلاع یافت که اسندر در شهر شوش است.
اسکندر فرمان داده بود بر روی رودخانه پلی بسازند تا سربازان از آن بگذرند و سدها و بندهایی را که به روزگار هخامنشیان بر روی دجله و فرات بسته بودند تا زمین های بین النهرین را از آب گرفتگی حفظ کند و برای آبیاری جلگه های مرتفع تر سودمند باشد و در هنگام هجوم اقوام بیابانی بادیه مانع ورود آنها گردد، خراب کرده و بشکنند. اصل سفرنامۀ نئارک در دست نیست، تاریخ نویسان از روی تاریخ آریان که با اسکندر همراه بود و یادداشت های سفر نئارک را دیده و خلاصه کرده است، مطالبی در کتاب های خود آورده اند. نئارک در یادداشت سفر خود نوشت: «هیچیک از سواحلی که پیمودم مانند سواحل خلیج فارس پر کشت و زرع نیست، عطر و ادویه از عربستان، از راه دریای پارس می آورند و به بابل می برند. »

The post بررسی اسامی جغرافیایی مناطق جنوبی ایران first appeared on اسطوره ها و افسانه ها.

]]>
https://myth.tarikhema.org/article-595/%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%85%db%8c-%d8%ac%d8%ba%d8%b1%d8%a7%d9%81%db%8c%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%85%d9%86%d8%a7%d8%b7%d9%82-%d8%ac%d9%86%d9%88%d8%a8%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1/feed 0
تاریخ و تمدن باستانی https://myth.tarikhema.org/article-65/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%d8%b3%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae-%d9%85%d8%a7-2 https://myth.tarikhema.org/article-65/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%d8%b3%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae-%d9%85%d8%a7-2#comments Wed, 28 Oct 2009 19:34:09 +0000 http://ads.tarikhema.ir/?p=65 تا کنون شده در سایت گوگل در رابطه با ایران باستان جستجو کنید؟ کنجکاو شده اید عکس های تمدن های مختلف را ببینید ؟ چون تخت جمشید ؟ تا کنون به فرهنگی عظیم مصر باستان فکر کرده اید ؟ یا بین النهرین ؟ چین هند ژاپن یا کره ؟ … ما در این بخش قصد […]

The post تاریخ و تمدن باستانی first appeared on اسطوره ها و افسانه ها.

]]>
تا کنون شده در سایت گوگل در رابطه با ایران باستان جستجو کنید؟ کنجکاو شده اید عکس های تمدن های مختلف را ببینید ؟ چون تخت جمشید ؟ تا کنون به فرهنگی عظیم مصر باستان فکر کرده اید ؟ یا بین النهرین ؟ چین هند ژاپن یا کره ؟ …

ما در این بخش قصد داریم یکی از برترین سایت های مختص تاریخ باستان را به شما معرفی کنیم ؛ این وبسایت که با عنوان : تاریخ تمدن جهان باستان مشهور است کارهای خود را فقط به دوره عهد باستان محدود کرده است تا مخاطبان این وبسایت با آرامش خاطر آنچه را می خواهند بکاوند. جای گیری ۵۰ کشور و بیش از ۲۰۰ موضوع مختلف و صد ها رشته سخن برای هر کشور باستانی ؛ در این سایت برای مثال کشور تمدن ساسانیان و امپراطوری هخامنشیان یا مصر باستان دیگر تمدن های باستان رده بندی خاصی دارند اینگونه نیست که از دید مرزهای امروز به آنها نگرش شود. وجود بیش از هیجده هزار مطلب گوناگون از عکس ؛ تحقیق ؛ فیلم ؛ و صد های موضوع دیگر از امتیاز بزرگ این وبسایت است. حال در حالی که خدمات بسیاری هم برای دوست داران اهل اینترنت نیز فراهم آورده امکاناتی همچون افزایش بازدید آنان ، ثبت لینک رایگان برای دوستان ؛ کتابخانه سایت های ایران و البته تاریخ ما دارای بخش های بسیاری از جمله : دانلود کتاب های فقط عهد باستان ؛ مشاهیر ؛ بخشی برای زبان : فارسی ؛ ترکیه ؛ عربی و اینگلیسی را نیز دارا می باشند که هر کدام هر روز،  به روز می شوند و دارای نامی هستند. اما یکی از بخش های بسیار پرطرفدار این وبسایت بزرگ شخصی مربوط به مصر باستان است. چنان که خود خودشان آن را ” تاریخ تمدن مصر باستان ” می نامند. از دیگر بخش های پرطرفدار این وبسایت می توان نام برد : عکس های مصر باستان ؛ زنان و دختران باستان ؛ ادیان و مذاهب باستانی و در تیتر ها و موضوعات و دسته بندی های بسیاری که در قالب یک متن نمی گنجد.

تمامی مطالب این وبسایت در مورد تاریخ تمدن باستان می باشند که در نوع خود جالب می باشد ؛ و بازدید کننده وقتی وارد سایت می شود می داند که هیچ چیز جز مطالب تاریخ باستان نمی تواند بیابد. در واقع این سایت نخستین سایت تخصصی تاریخ باستان یا تاریخ می باشد. چنان که قبل از این سایت سایت های دیگر هرگز محدودیت یا رسم و نقشیه ای را دنبال نمی کنند…

یکی از نکته های جالب این وبسایت این است که بازدید کننده ها می توانند در سایت ثبت نام کنند و سپس در سایت فعالیت کنند.مقالات و کتاب های یا عکس ها همه را می توان ارسال کرد. یا مشترک وبسایت شده و با هر بار به روز رسانی از طریف ایمیل اطلاع یابند.

www.Tarikhema.IR

The post تاریخ و تمدن باستانی first appeared on اسطوره ها و افسانه ها.

]]>
https://myth.tarikhema.org/article-65/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%d8%b3%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae-%d9%85%d8%a7-2/feed 1
اساطیر و افسانه های باستانی https://myth.tarikhema.org/article-71/%d9%88%d8%a8%d8%b3%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d9%85%d8%b1%d8%ac%d8%b9-%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b7%db%8c%d8%b1-%d9%88-%d8%a7%d9%81%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7-2 https://myth.tarikhema.org/article-71/%d9%88%d8%a8%d8%b3%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d9%85%d8%b1%d8%ac%d8%b9-%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b7%db%8c%d8%b1-%d9%88-%d8%a7%d9%81%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7-2#respond Wed, 28 Oct 2009 15:35:06 +0000 http://ads.tarikhema.ir/?p=71 اساطیر و افسانه های تاریخ باستان امروزه به عنوان یک رشته جداگانه در دانشگاه های معتبر تدریس می شود. درس اساطیر یا اسطوره شناسی در اکثریت کشورهای دنیا وجود دارد. گاه به صورت تخیلی و گاه پهلوانی. افسانه ها در تاریخ، اهمیت بی حدی دارند، چرا که با خود مفاهیم و نکات ظریف و قابل […]

The post اساطیر و افسانه های باستانی first appeared on اسطوره ها و افسانه ها.

]]>
اساطیر و افسانه های تاریخ باستان امروزه به عنوان یک رشته جداگانه در دانشگاه های معتبر تدریس می شود. درس اساطیر یا اسطوره شناسی در اکثریت کشورهای دنیا وجود دارد. گاه به صورت تخیلی و گاه پهلوانی. افسانه ها در تاریخ، اهمیت بی حدی دارند، چرا که با خود مفاهیم و نکات ظریف و قابل توجهی دارند. تا کنون شده است به دنبال یافتن اساطیر یا افسانه های تاریخ کشور های مختلف باشید ؟آیا به فکر خواندن مطالبی از اساطیر ایران شده اید؟

www.MYTH.Tarikhema.ir

در این بخش قصد کرده ایم یکی از وبسایت های مختص و عالی اساطیر تاریخ باستان را به شما معرفی کنیم، این وبسایت یکی از بخش های سایت تاریخ ما می باشد،

در این وبسایت می توان :

گزیده ای از اساطیر ایران باستان با زیر شاخه های مختلف؛

اساطیر بین النهرین باستان با یر مجموعه سومر، آشور، بابل، آکد؛

اساطیر چین باستان ؛ اساطیر یونان باستان و اساطیر بسیاری از کشور های متمدن جهان باستان را دراین وبسایت می توان یافت، برتری این وبسایت در مقابل با سایت های مشابه واضح است،

به کار گیری موضوعات مختلف، لینک های جالب تفریحی، و وجود بحث های بسیار دور از مسئله از ضعف های سایت های مشابه است؛

حال آنکه با ورود به این وبسایت شما موضوع غیر مرتبطی را نمی بینید؛ به محض ورود به انجمن گفتگو های آن، شما وارد دنیای اساطیر می شوید.. و این بخش با عنوان ” اساطیر و افسانه های تاریخ باستان ” معرفی گشته است، علاقه مندان می توانند به ثبت نام دراین وبسایت به فعالیت بپردازند و آنچه را که دارند به صورت ایده برای مدیران سایت ارسال کنند، جهت ورود به این وبسایت روی لینک زیر کلیک کنید

اساطیر و افسانه های تاریخ باستان

یکی از نکته های جالب این وبسایت این است که بازدید کننده ها می توانند در سایت ثبت نام کنند و سپس در سایت فعالیت کنند.مقالات و کتاب های یا عکس ها همه را می توان ارسال کرد. یا مشترک وبسایت شده و با هر بار به روز رسانی از طریف ایمیل اطلاع یابند.

www.MYTH.Tarikhema.ir

The post اساطیر و افسانه های باستانی first appeared on اسطوره ها و افسانه ها.

]]>
https://myth.tarikhema.org/article-71/%d9%88%d8%a8%d8%b3%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d9%85%d8%b1%d8%ac%d8%b9-%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b7%db%8c%d8%b1-%d9%88-%d8%a7%d9%81%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7-2/feed 0
کلیه عناوین https://myth.tarikhema.org/article-408/posts https://myth.tarikhema.org/article-408/posts#comments Fri, 25 Sep 2009 19:53:42 +0000 http://myth.tarikhema.ir/?p=408 BLOG SITEMAP:Posts (1178)      ۱.  معنی محتمل اَوِستا   ۲.  معنی نامهای زریادر و گائوماته   ۳.  نامهای بودا و زرتوشترا در سنسکریت به هم می رسند   ۴.  ریشۀ واژۀ قرآن   ۵.  ریشۀ واژۀ آبشار   ۶.  معنی نام شهرهای باستانی اسبیجاب، تونکث و بناکث کنار سیر دریا   ۷.  مطابقت ایزد دی با پاپسوکال بابلی   ۸.  معنی اُسروشنه و بونجکث   ۹.  معنی نام اخسیکث   ۱۰.  معنی نام فَرغانه   ۱۱.  معنی نام شهر نَخشب (معرّب به نسف، قَرشی کنونی)   ۱۲.  اتیمولوژی آکیناکِس […]

The post کلیه عناوین first appeared on اسطوره ها و افسانه ها.

]]>
BLOG SITEMAP:
Posts (1178)  
   ۱.  معنی محتمل اَوِستا
   ۲.  معنی نامهای زریادر و گائوماته
   ۳.  نامهای بودا و زرتوشترا در سنسکریت به هم می رسند
   ۴.  ریشۀ واژۀ قرآن
   ۵.  ریشۀ واژۀ آبشار
   ۶.  معنی نام شهرهای باستانی اسبیجاب، تونکث و بناکث کنار سیر دریا
   ۷.  مطابقت ایزد دی با پاپسوکال بابلی
   ۸.  معنی اُسروشنه و بونجکث
   ۹.  معنی نام اخسیکث
   ۱۰.  معنی نام فَرغانه
   ۱۱.  معنی نام شهر نَخشب (معرّب به نسف، قَرشی کنونی)
   ۱۲.  اتیمولوژی آکیناکِس (شمشیر ایرانیان باستان)
   ۱۳.  معنی نام خجند
   ۱۴.  محل شهر باستانی رَخه در پارس
   ۱۵.  مطابقت ابدالیها (مردان خیّر و بخشنده) با مردم باستانی دادیک (بخشندگان)
   ۱۶.  معانی ایرانی و سامی محتمل نام سه مغ شرقی که گویا پیشاپیش به دیدار مسیح نوزاد شتافته بودند
   ۱۷.  معنی نامهای بُرخوار/خورزوق
   ۱۸.  ریشۀ واژ های پرستار و ارتشتار
   ۱۹.  مطابقت کوه هَئوکئیریه و دریاچۀ اورویش آن با سلطان سبلان و دریاچۀ آن
   ۲۰.  مطابقت دریای ستویس با مدیترانه
   ۲۱.  ریشۀ سه اصطلاح وار (آب)، دیس (روز) و کلتُرور (شاه) در زبان سلی یری کوهستان البرز
   ۲۲.  مطابقت آمیتیدا و آموخا با سنگهواک و ارنواچ اوستا
   ۲۳.  نام شب یلدا لغتی پهلوی است
   ۲۴.  مطابقت ماهی کَرَ و کَرکَره
   ۲۵.  معنی نامهای هشتگرد و هشترود
   ۲۶.  ساکنین باستانی خراسان و نواحی مجاور شمالی و شرق و غرب آن
   ۲۷.  مطابقت تبریها با اناریان (اناریکاها)
   ۲۸.  معنی نام کلبجر قره باغ
   ۲۹.  معنی نام شهر ساری
   ۳۰.  معنی محتمل نام شهرهای گیلانی لوندویل، لیسار، لمبر
   ۳۱.  معنی نام اَسالم
   ۳۲.  معنی محتمل ماسوله، ماسال و شاندرمن
   ۳۳.  معنی ورنوسفادران ناحیۀ اصفهان
   ۳۴.  محل محتمل دو دژ مادی سیبار و شاپاردا
   ۳۵.  نام تفرش از توَرا-ایش یعنی دارای شکارگاه گرفته شده است
   ۳۶.  مطابقت نام آراکتو با سُهرورد
   ۳۷.  ترادف نام اسگرتی (ساگارتی) با مُغ (انجمنی)
   ۳۸.  مطابقت دروسیان پارسی با مردم درنگیانا (زرنج)
   ۳۹.  معنی نام ایران
   ۴۰.  مشتبه شدن پَئیتی-دانَ با پَئیتی-دَمَ (پَندام)
   ۴۱.  محل مرعوبیشتو و آکودو و بیت باروآ
   ۴۲.  معنی محتمل اُردوباد
   ۴۳.  در بارۀ آمیخته بودن اسطورۀ قوم ثمود
   ۴۴.  مطابقت دژ کاریخوندیر باستانی با ازناو
   ۴۵.  تعیین زمان زرتشت از روی مهجوریت «گاهان» و «یسن هفتها» اساس درستی نیست
   ۴۶.  معنی نام هکاتوم پولیس
   ۴۷.  نام اعضاء اتحادیۀ قبایل حکومتی دورۀ مادها در خبر هرودوت
   ۴۸.  مطابقت ریفات تورات با ساخوها (سئوکه ها، نیاکان کُردها)
   ۴۹.  معنی نام وُنن اشکانی
   ۵۰.  معنی نام خر سه پای اساطیری
   ۵۱.  نامهای بوسیان و آریزانتیان متعلق به مادها و پارسهای حکومتی بوده اند
   ۵۲.  معنی سُرَگه و سورَتکده
   ۵۳.  نام و نشان پادشاهان و قبایل بزرگ ماننا
   ۵۴.  معنی نام گجستک اَبالیش
   ۵۵.  معنی نام پادشاهان کاسی گانداش (گاندا) و آگوم (آگو، اژی دهاک کرند)
   ۵۶.  معنی محتمل اصلی کعبه
   ۵۷.  مطابقت سیگریسو با قره سو کرمانشاهان
   ۵۸.  محلهای مسیر لشکرکشی سارگون دوم آشوری به نواحی شرقی ایالت رغه (ری)
   ۵۹.  مطابقت مریوان با کیت پات باستانی
   ۶۰.  مطابقت بیت گابای با قم
   ۶۱.  مطابقت گُروی زره با افراسیاب تورانی
   ۶۲.  مطابقت اشکش شاهنامه با اشک (ارشک) و اشکانیان
   ۶۳.  معنی محتمل نامهای لُنبک و بَراهام (بَراهیم)
   ۶۴.  شیر در استپهای اوراسیا
   ۶۵.  معنی نام شهر خورزوق ناحیۀ بُرخوار
   ۶۶.  معانی محتمل اسامی نواحی کهن بین دربند و لنکُران
   ۶۷.  مطابقت بیله سوار با بلاسگان باستانی
   ۶۸.  نسبت قاجارها با شیر درفش
   ۶۹.  مطابقت هرسین با خارزیانو
   ۷۰.  مطابقت گرگریان با ارانیها
   ۷۱.  معنی نام های قدیمی مناطق کهن کنار رود ارس
   ۷۲.  معنی آدینه
   ۷۳.  معنی نام اران گشنسب (اران گشسب)
   ۷۴.  ریشۀ نام کوه عینالی تبریز
   ۷۵.  احتمال معرّب بودن لقب عسکری امام یازدهم شیعیان
   ۷۶.  معنی نام های قبیلۀ کهن بونترک/ خایلندورک در اران
   ۷۷.  زبان ارانی (آذری) به عنوان زبان دهقانی نخجوان (به قول اولیا چلبی) و زبان شقی (زبان خشن ترکی دهاتیان آذری)
   ۷۸.  محل دژهای باستانی کاربیتو، کولمان، سیسیرتو و گردنۀ ساندو در کردستان
   ۷۹.  بومی فلات ایران بودن اصل گیلگامش
   ۸۰.  معنی نامهای شوش و شوشا و شیشوان
   ۸۱.  معنی اخته زهار در شاهنامه
   ۸۲.  منظور از اصطلاح سرو تاج در شاهنامه
   ۸۳.  معنی قیزیل اوزن و گیزیل بوندا و آندیا و تات
   ۸۴.  مطابقت زیکرتو و وریاکو باستانی و تبرمایس عهد ساسانی با ناحیۀ بروانان میانه
   ۸۵.  مطابقت رود مونا با قرانقو
   ۸۶.  مطابقت کوه سیچی دَوَ اوستا با قوشا داغ (زوج کوه)
   ۸۷.  معنی نام جاماسب حکیم و داریوش
   ۸۸.  از پیر شالیار و دانای سیمیار در اصل همانا توتم مار و مادیا کشور گشای سکایی منظور بوده اند
   ۸۹.  اقوام قدیم شمالی
   ۹۰.  مطابقت کوه ریوند و تپه گشتاسپان با آلاداغ و سملقان
   ۹۱.  معنی محتمل نام شهر عشق آباد
   ۹۲.  شهرهای خراسان در نقشه های بطلمیوسی
   ۹۳.  نام مناطق رغه (ری) در نقشه های بطلمیوسی
   ۹۴.  معنی نامهای کهن یزد
   ۹۵.  علت العلل و ماوراء الطبیعه همان مادۀ تاریک است
   ۹۶.  نام مناطق سمت هکاتوم پیلون (سمنان) در نقشه های بطلمیوسی
   ۹۷.  مطابقت چهارتوقیری و نُه آرسین با تخاران و نُه اوغوز
   ۹۸.  معنی نام کومان
   ۹۹.  مطابقت تُرکمنها با تورگیش های باستانی
   ۱۰۰.  مطابقت اوسیج اوستا با مسیح و مسیحیان
   ۱۰۱.  نظری بر اصطلاح آل عباء (آل کساء)
   ۱۰۲.  آیا منصور حلاج به آیین مانوی بوده است؟
   ۱۰۳.  معنی محتمل نام کتاب دیسناد
   ۱۰۴.  Achaeans name means horse owners
   ۱۰۵.  در کنار نام پارس به معانی پلنگ و پایندۀ سرو، معنی تاک نیز برای آن بسیار محتمل است
   ۱۰۶.  جاسک به معنی محل ماهیگیران
   ۱۰۷.  معنی محتمل دشتبی، قاقازان، خرقان، آوج
   ۱۰۸.  معنی نام بندر گناوه (جنابه)
   ۱۰۹.  مطابقت بندر باستانی نجیرم با قصبۀ دمی گز (گزخون)
   ۱۱۰.  مطابقت نام آوان با شوشتر
   ۱۱۱.  این همانی عیسی مسیح و یحیی معتمدان با یهودا پسر زیپورایی و ماتثیاس پسر مارقالوث
   ۱۱۲.  معنی محتمل نام ایلهای کُرد سنجابی و کلهر
   ۱۱۳.  معانی سواد کوه، گلابی و کولاچی کوه البرز (دماوند)
   ۱۱۴.  مطابقت شهرهای کاسی خارتیش (خاریشپی)، کرینتاش و آتیلیل با هارون آباد (اسلام آباد غرب)، کرند و جوانرود
   ۱۱۵.  معنی پتیش خوار گر و فرشواد گر کوه البرز
   ۱۱۶.  مطابقت گیزیل بوندا با ناحیۀ رشته کوه قافلانتی
   ۱۱۷.  مطابقت نام خرم آباد با خیدالوی باستانی
   ۱۱۸.  قابل قیاس بودن نام الله با اِللیل
   ۱۱۹.  ترادف لک و کوتی
   ۱۲۰.  اقوام ساکن اران در خبر هرودوت
   ۱۲۱.  معنی نام فریدن (داران)
   ۱۲۲.  معانی نامهای قدیم شهر اصفهان
   ۱۲۳.  مطابقت شهر انشان زادگاه کوروش (فریدون) با مرودشت (مرهشی باستانی، دژ خوشی)
   ۱۲۴.  اتیمولوژی محتمل هندوانه
   ۱۲۵.  معنی نام خلج/غلزایی و ابدالی
   ۱۲۶.  در بارۀ پسوند یَت (ای یَت)
   ۱۲۷.  معانی محتمل نام گروههای کاوی، کرپن، اوسیج، گرهم و بندو در اوستا
   ۱۲۸.  مطابقت خدایان روز و شب عیلامی با اشوین ها
   ۱۲۹.  مشابهت و مطابقت مرد آزما با لیلیت
   ۱۳۰.  معنی اَفد یا اَپد در سکۀ خسرو اپرویز
   ۱۳۱.  ایشتار در مقام منفی فاحشه بابلی مسیحیان
   ۱۳۲.  ریشۀ هند و ایرانی کلمات الجبرا و الکل و صفر (zero)
   ۱۳۳.  مطابقت معنی سنسکریتی و اوستایی آنو و پسرانش انلیل (این-لیلَ) و انکی (انغی) با زروان (زمانه بیکران) و پسرانش اهورامزدا (خدای شادی و خوشی) و اهریمن (بد کردار):
   ۱۳۴.  ریشۀ هند و ایرانی محتمل جفر و جبر و قبر
   ۱۳۵.  مطابقت جشن مهرگان و جشن محتمل منسوب ناهونته
   ۱۳۶.  معنی نام کوههای اوستایی زِرِزَذَ (زاگروس) و مانوش (دنا)
   ۱۳۷.  هاماکسوبی ها (ارابه‌نشینان) همان سیگین ها (نیاکان زگناره، کولیهای اروپایی) بوده اند
   ۱۳۸.  معنی نام بردعه (پَرتوَ)
   ۱۳۹.  شباهت ویژگیهای اهورامزدا (وارونا) با آنو سومریان و اِل (اللّه) سامیان
   ۱۴۰.  مطابقت نمرود با حمورابی و نمرو (مردوک)
   ۱۴۱.  مطابقت گئوش اوروَن با ائا/انکی
   ۱۴۲.  این ویژگی‌ها در نزد ابوالحسن یحیی بن عمر علوی، ملقب به شهید شاهی (چاهی) بسیار جالب است
   ۱۴۳.  آیا تپه میل معبد گئوکرن (گاو کرانه و اعماق، ائا/انکی دارای کلاه شاخه دار) نبوده است؟
   ۱۴۴.  معنی نامهای داغستان و بلاسگان
   ۱۴۵.  شباهت پائوروَ اوستا با اورشانابی بابلی ها
   ۱۴۶.  مطابقت نام ثریتۀ اوستایی از خاندان سام با زال پسر سام شاهنامه
   ۱۴۷.  معنی نام زَعفر جنی
   ۱۴۸.  معنی محتمل خود نام سُهراب
   ۱۴۹.  نام تبرستان به معنی سرزمین دارندۀ توتم بُز به نظر می رسد
   ۱۵۰.  معنی محتمل نام مصر

Page 1 | ۲ | ۳ > Last(8) next >

The post کلیه عناوین first appeared on اسطوره ها و افسانه ها.

]]>
https://myth.tarikhema.org/article-408/posts/feed 1
تاریخ و تمدن باستانی https://myth.tarikhema.org/article-299/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%d8%b3%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae-%d9%85%d8%a7 https://myth.tarikhema.org/article-299/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%d8%b3%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae-%d9%85%d8%a7#respond Sat, 11 Jul 2009 19:34:09 +0000 http://ads.tarikhema.ir/?p=65 تا کنون شده در سایت گوگل در رابطه با ایران باستان جستجو کنید؟ کنجکاو شده اید عکس های تمدن های مختلف را ببینید ؟ چون تخت جمشید ؟ تا کنون به فرهنگی عظیم مصر باستان فکر کرده اید ؟ یا بین النهرین ؟ چین هند ژاپن یا کره ؟ … ما در این بخش قصد […]

The post تاریخ و تمدن باستانی first appeared on اسطوره ها و افسانه ها.

]]>
تا کنون شده در سایت گوگل در رابطه با ایران باستان جستجو کنید؟ کنجکاو شده اید عکس های تمدن های مختلف را ببینید ؟ چون تخت جمشید ؟ تا کنون به فرهنگی عظیم مصر باستان فکر کرده اید ؟ یا بین النهرین ؟ چین هند ژاپن یا کره ؟ …

ما در این بخش قصد داریم یکی از برترین سایت های تخصصی تاریخ باستان را به شما معرفی کنیم ؛ این وبسایت که با عنوان : تاریخ تمدن جهان باستان مشهور است کارهای خود را فقط به دوره عهد باستان محدود کرده است تا مخاطبان این وبسایت با آرامش خاطر آنچه را می خواهند بکاوند. جای گیری ۵۰ کشور و بیش از ۲۰۰ موضوع مختلف و صد ها رشته سخن برای هر کشور باستانی ؛ در این سایت برای مثال کشور تمدن ساسانیان و امپراطوری هخامنشیان یا مصر باستان دیگر تمدن های باستان رده بندی خاصی دارند اینگونه نیست که از دید مرزهای امروز به آنها نگرش شود. وجود بیش از هیجده هزار مطلب گوناگون از عکس ؛ تحقیق ؛ فیلم ؛ و صد های موضوع دیگر از امتیاز بزرگ این وبسایت است. حال در حالی که خدمات بسیاری هم برای دوست داران اهل اینترنت نیز فراهم آورده امکاناتی همچون افزایش بازدید آنان ، ثبت لینک رایگان برای دوستان ؛ کتابخانه سایت های ایران و البته تاریخ ما دارای بخش های بسیاری از جمله : دانلود کتاب های فقط عهد باستان ؛ مشاهیر ؛ بخشی برای زبان : فارسی ؛ ترکیه ؛ عربی و اینگلیسی را نیز دارا می باشند که هر کدام هر روز به روز می شوند و دارای نام هستند. اما یکی از بخش های بسیار پرطرفدار این وبسایت بزرگ شخصی مربوط به مصر باستان است. چنان که خود خودشان آن را ” تاریخ تمدن مصر باستان ” می نامند. از دیگر بخش های پرطرفدار این وبسایت می توان نام برد : عکس های مصر باستان ؛ زنان و دختران باستان ؛ ادیان و مذاهب باستانی و در تیتر ها و موضوعات و دسته بندی های بسیاری که در قالب یک متن نمی گنجد.

تمامی مطالب این وبسایت در مورد تاریخ تمدن باستان می باشند که در نوع خود جالب می باشد ؛ و بازدید کننده وقتی وارد سایت می شود می داند که هیچ چیز جز مطالب تاریخ باستان نمی تواند بیابد. در واقع این سایت نخستین سایت تخصصی تاریخ باستان یا تاریخ می باشد. چنان که قبل از این سایت سایت های دیگر هرگز محدودیت یا رسم و نقشیه ای را دنبال نمی کنند…

یکی از نکته های جالب این وبسایت این است که بازدید کننده ها می توانند در سایت ثبت نام کنند و سپس در سایت فعالیت کنند.مقالات و کتاب های یا عکس ها همه را می توان ارسال کرد. یا مشترک وبسایت شده و با هر بار به روز رسانی از طریف ایمیل اطلاع یابند.

www.Tarikhema.IR

The post تاریخ و تمدن باستانی first appeared on اسطوره ها و افسانه ها.

]]>
https://myth.tarikhema.org/article-299/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%d8%b3%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae-%d9%85%d8%a7/feed 0
اساطیر و افسانه های باستانی https://myth.tarikhema.org/article-297/%d9%88%d8%a8%d8%b3%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d9%85%d8%b1%d8%ac%d8%b9-%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b7%db%8c%d8%b1-%d9%88-%d8%a7%d9%81%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7 https://myth.tarikhema.org/article-297/%d9%88%d8%a8%d8%b3%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d9%85%d8%b1%d8%ac%d8%b9-%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b7%db%8c%d8%b1-%d9%88-%d8%a7%d9%81%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7#comments Sat, 11 Jul 2009 15:35:06 +0000 http://ads.tarikhema.ir/?p=71 اساطیر و افسانه های تاریخ باستان امروزه به عنوان یک رشته جداگانه در دانشگاه های معتبر تدریس می شود. اساطیر در اکثریت کشورهای دنیا وجود دارد. گاه به صورت تخیلی و گاه پهلوانی. افسانه ها در تاریخ، اهمیت بی حدی دارند، چرا که با خود مفاهیم و نکات ظریف و قابل توجهی دارند. تا کنون […]

The post اساطیر و افسانه های باستانی first appeared on اسطوره ها و افسانه ها.

]]>
اساطیر و افسانه های تاریخ باستان امروزه به عنوان یک رشته جداگانه در دانشگاه های معتبر تدریس می شود. اساطیر در اکثریت کشورهای دنیا وجود دارد. گاه به صورت تخیلی و گاه پهلوانی. افسانه ها در تاریخ، اهمیت بی حدی دارند، چرا که با خود مفاهیم و نکات ظریف و قابل توجهی دارند. تا کنون شده است به دنبال یافتن اساطیر یا افسانه های تاریخ کشور های مختلف باشید ؟

در این بخش قصد کرده ایم یکی از وبسایت های تخصصی اساطیر تاریخ باستان را به شما معرفی کنیم، این وبسایت یکی از بخش های سایت تاریخ ما می باشد، گزیده ای از اساطیر ایران باستان با زیر شاخه های مختلف؛ اساطیر بین النهرین باستان با یر مجموعه سومر، آشور، بابل، آکد؛ اساطیر چین باستان ؛ اساطیر یونان باستان و اساطیر بسیاری از کشور های متدن جهان باستان را دراین وبسایت می توان یافت، برتری این وبسایت در مقابل با سایت های مشابه واضح است، به کار گیری موضوعات مختلف، لینک های جالب تفریحی، و وجود بحث های بسیار دور از مسئله از ضعف های سایت های مشابه است؛ حال آنکه با ورود به این وبسایت شما موضوع غیر مرتبطی را نمی بینید؛ به محض ورود به انجمن گفتگو های آن، شما وارد دنیای اسطایر می شوید.. و با عنوان ” اساطیر و افسانه های تاریخ باستان ” معرفی گشته است، علاقه مندان می توانند به ثبت نام دراین وبسایت به فعالیت بپردازند و آنچه را که دارند به صورت ایده برای مدیران سایت ارسال کنند، جهت ورود به این وبسایت روی لینک زیر کلیک کنید

اساطیر و افسانه های تاریخ باستان

یکی از نکته های جالب این وبسایت این است که بازدید کننده ها می توانند در سایت ثبت نام کنند و سپس در سایت فعالیت کنند.مقالات و کتاب های یا عکس ها همه را می توان ارسال کرد. یا مشترک وبسایت شده و با هر بار به روز رسانی از طریف ایمیل اطلاع یابند.

www.MYTH.Tarikhema.ir

The post اساطیر و افسانه های باستانی first appeared on اسطوره ها و افسانه ها.

]]>
https://myth.tarikhema.org/article-297/%d9%88%d8%a8%d8%b3%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d9%85%d8%b1%d8%ac%d8%b9-%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b7%db%8c%d8%b1-%d9%88-%d8%a7%d9%81%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7/feed 1