آسمان برای گرفتن ماه تله نمی گذارد، آزادی خود ماه است كه او را پایبند می كند.
خوش آمدید - امروز : سه شنبه ۱ آبان ۱۳۹۷
خانه » آرشیو برچسب: انيو

بایگانی برچسب ها: انيو

اسطوره‌شناسی معاصر آند

از میان تمامی افت و خیزهای سیاسی و مذهبی درباره تسلط بر مردم آند، که نخست توسط اینکاها و سپس، به وسیله اسپانیایی‌ها صورت گرفت، فرقه‌های بومی اوآکاها، بیش از آن چه مربوط به آفریدگار یا خورشید باشد، انعطاف نشان دادند. اما، اینکاها از یاد نرفتند و شخصیت اینکاری (کلمه‌ای مرکب از اینکا و ری، کلمه اسپانیولی برای شاه)، عنصر مهمی در اسطوره‌شناسی آندی به شمار می‌رود.

بر اساس اسطوره تدوین یافته در جامعه اوئرو نزدیک کوسکو، زمانی خورشید وجود نداشت و زمین سرشار از انسان‌های قدرتمند نخستین بود روآل، روح آفریننده و رییس ارواح کوهستان (آپوس)، پیشنهاد کرد که این انسان‌های اولیه را، با نیروی خود بیاراید. آنان در پاسخ گفتند که خود نیرو به کفایت دارند و از نیروی دیگر بی‌نیازند. روآل آزرده خاطر شد و خورشید را آفرید و به آن دستور داد که بالا بیاید؛ نور خورشید، انسان را نابینا ساخت، و حرارت بدنش آنان را خشک کرد، ولی آنان نمردند و در روزگار کنونی برخ از آن‌ها، به هنگام غروب یا در هنگام ماه نو، از پناهگاه خود بیرون می‌آیند.

سپس آپوس، مرد و زنی به نام‌های اینکاری و کولاری آفرید و به اینکاری دیلم زرین و به کولاری دوکی به عنوان نمادهای قدرت و پشتکار داد. اینکاری دستور داد تا شهری بزرگ بسازند، در مکانی که وقتی تیری پرتاب شود، عمود بایستد. وی اولین بار امتحان کرد و تیر بد افتاد، بار دوم با زاویه افتاد، ولی با این همه او عزم کرده بود که شهری بسازد که آن شهر اوئرد بود. ولی اوضاع بروفق مراد پیش نمی‌رفت. و او در همان منطقه یک پایتخت یعنی تامپو را ساخت.

آپوس از نافرمانی اینکاری آزرده شد و اجازه داد که مردان نخستین، دوباره به زندگی بازگردند. آنان با دلی سرشار از حقد و حسد نسبت به اینکاری، تخته سنگ‌ها را به سوی وی غلتاندند تا او را بکشند. اینکاری به منطقه تی‌تی‌کاکا گریخت، تا مدتی به تعمیق بپردازد. سپس بازگشت و تیر را پرتاب کرد این بار، تیر به صورت عمودی در وسط دره‌ای حاصلخیز افتاد و وی در آن‌جا، کوسکو را بنیان نهاد.

بزرگ‌ترین پسر اینکاری را فرستادند تا اوئرو را پر جمعیت سازد و اخلاف وی، اصل و نسب اینکاها را به وجود آوردند. کار وی به پایان رسیده بود. اینکاری به همراه کولاری از سرزمین عبور می‌کردند و به مردم، دانش می‌آموختند تا آن که سرانجام، در جنگل ناپدید شدند.

موجودات اولیه این اسطوره از طریق مومیایی‌های خشک شده پیشا ـ اسپانیایی، شناسایی می‌گردند که همچنان در گورهای کم عمق نواحی کوهستانی یافت می‌شوند. اینکاری در اوئرو، شخصیت مشابهی با مانکوکاپاک در سلسله اسطوره‌های اینکایی دارد. در سایر مناطق، وی با آخرین امپراتور یعنی آتااوآلپا، شناخته می‌شود که اهمیت هزاره را به دست می‌دهد. در اسطوره‌‌ای چگونگی بریده شدن سر آتااوآلپا توسط پیثارّو و بردن آن به کوسکو و دفن کردن آن توصیف شده است. اما آن سر هنوز، در زیرزمین زنده، و بدنی بر آن در حال رشد است. هنگامی که کامل شود، اینکاها از زیرزمین برمی‌گردند، اسپانیایی‌ها از سرزمین آنان بیرون رانده می‌شوند و امپراتوری باستانی، دوباره احیا می‌گردد.

منبع:ریچارد کاوندیش،اسطوره شناسی:دایره‌المعارف مصوّر اساطیر و ادیان مشهور جهان، ترجمه‌ی رقیّه بهزادی، تهران،نشر علم،چاپ اوّل،۱۳۸۷

مروری بر تاریخ اسطوره‌ای ایران

نویسنده: آقای سیروس غفاریان

نخستین دودمان فرمانروا در تاریخ اساطیری و حماسی ایران زمین «پیشدادیان» بودند. پیشداد به معنی «اولین کسی که قانون آورده است». در شاهنامه فردوسی نخستین پادشاه پیشدادی «گیومرث» (کیومرث) (کیومرس) بود که در متون اوستایی و باستانی نخستین انسان آریایی و اولین فرمانروا بوده و مطابق متون اساطیری بعد از اسلام نخستین مرد کیومرث و نخستین زن «مردیانه» بود. بعد از او به ترتیب هوشنگ و جمشید به جهانداری مى رسند. ضحاک تازی بعد از آنکه جمشید را شکست مى دهد، مدتی بر ایران حکومت مى کند و فرزندان جمشید را اسیر مى نماید. اما دچار قیام کاوه آهنگر و فریدون مى شود. بعد از زندانی شدن ضحاک در دماوندکوه، فریدون، منوچهر، نوذر، زاب و گرشاسب به فرمانروایی و سرداری مى رسند. بعد از زوال پیشدادیان یکی از نوادگان منوچهر به نام کیقباد به کمک رستم قهرمان داستان های حماسی ایران، فرمانروایی خاندان کیان را پایه ریزی مى کند.

ادامه مطلب

آرِس(مارس)

خدای جنگ ،پسر زئوس و هرا که به قول هومر هر دو از او نفرت داشتند.در واقع در سراسر ایلیاد که داستانی حماسی و رزمی است همیشه از او به نفرت یاد شده است.گهگاه پهلوانان «در شادیهای برخاسته از جنگ آرس شرکت می کنند»امّا بسیار دیده شده است که توانسته اند از«آتش خشم و کینه این خدای ستمگر و سنگدل» بگریزند.هومر او را مرگ آفرین ،دستها به خون آلوده،و نفرت مجسّم آدمیزادگان دانسته است، و شگفت انگیز اینکه خدایی ترسو و بزدل نیز بوده است که چون زخم بر می داشت از شدّت درد زوزه می کشید و می گریخت.با وجود این،در میدانهای نبرد ملتزمین رکاب بسیاری داشت تا بدین وسیله دیگران از دیدنش احساس اعتماد به نفس کنند .خواهرش اریس که نفاق معنی می دهد و پسرش «ستیزه جویی» یا سترایف در رکابش بودند.الهه جنگ به نام انیو که در زبان لاتین بلّونا نامیده می شود همیشه همگام وی بود .هرگاه انیو می آمد وحشت و هراس نیز با او همپا بود.چون اینان می آمدند از پشت سرشان صدای فریاد ناله و ضجّه به هوا بر می خاست و جوی خون بر روی زمین جاری می شد.

ادامه مطلب

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است