اسطوره ها و افسانه ها

گزیده ای از اساطیر و افسانه های ملل مختلف دنياي باستان

خدایان ویلزی

فرزندان دون، یکی از سلسله‌های رقیب در اسطوره‌شناسی سلتی (برابر با نیروهای روشنی)، مخالف فرزندان لیر، مانند گویدیون، جادوگر، جنگجو و آرنانرهود آسمان ـ الهه و نماد باروری است: پسران آنان دیلان در ارتباط با دریا، و لیو لیاو بودند: خانواده با توآت‌هاددانان ایرلندی مشخص شده است.

فرزندان لیر، آنان با سه شخصیت بندیجیدفران، برانون و ماناویدان، در داستان برانون دختر لیر ظاهر می‌شوند. بندیجیدفران (بران مقدس) در نقش غولی ظاهر می‌شود که از دریای ایرلند عبور می‌کند زیرا، هیچ کشتی‌ای ظرفیت جای دادن آن را در خود ندارد. وی با نیزه‌ای زهرآگین به قتل می‌رسد. نقش برانون در داستان کم‌رنگ‌تر است و او به طور کلی، به عنوان یک قربانی از بدرفتاری مانا ویدان که همسان است با مانانان مک‌لیر ایرلندی «پسر دریا»، دریا ـ خدا که با ارابه‌اش بر موج‌ها سوار می‌شود: معتقدند که هر دو نام مانا ویدان و مانانان نشان دهنده برخی ارتباطات با ساکنان جزایر است.

پویل شاهزاده دیفد (جنوب غربی ویلز): به آنون، جهان دیگر می‌رود و با آراون جا عوض می‌کند، شاه: یک‌سال و یک روز فرمانروایی می‌نماید و حریف آراون، یعنی هافگان را به قتل می‌رساند و پن آنون «سرور آنون» به خود می‌گیرد. با ایزد ـ بانو خیانون ازدواج می‌کند و صاحب پسری به نام پریدن می‌شود: که وی همسان با پلس در افسانه آرتور است، آن جا که دیگ بزرگ تولد مجدد، به عنوان گریل (جام باده در عشای ربانی)، ظاهر می‌شود.

ریانّون «ملکه بزرگ» و معتقدند که وی بازتابی ویلزی از گائولیش، اسب ـ الهه اپونا است و این مطلب به خاطر ارتباط وی با اسب‌ها، در مابینوگیون بود: وی نخست در هنگام سواری بزبز کوهی اسرارآمیز، ظاهر می‌شود که هیچ اسب دیگری، توان بالا رفتن از آن کوه را نداشت بعدها، وی با بی‌عدالتی، متهم به کشتن پسر خود می‌شود و برای مجازاتش می‌بایستی به مانند اسب، بازدیدکنندگان را بر پشت خود، سوار کند و به دریا ببرد، وی سرانجام، مجبور شد زهبند الاغی را بر گردن بیندازد. علی‌رغم همه این بداقبالی‌ها، مدارک کافی در دست است که وی در اصل، خدایی بسیار نیرومند بوده است. پسر او یعنی پریدری، جانشین پویل پدر خود شد و عنوان فرمانروای دیفد و جهان دیگر را به خود گرفت.

منبع:ریچارد کاوندیش،اسطوره شناسی:دایره‌المعارف مصوّر اساطیر و مشهور جهان، ترجمه‌ی رقیّه بهزادی، تهران،نشر علم،چاپ اوّل،۱۳۸۷


دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*