ریشۀ واژه های پرگار و پرگاله و فنجان و پینه و پیاله و پنبه و پیمانه و باتمان

ریشۀ واژه های پرگار و پرگاله و فنجان و پینه و پیاله و پنبه و پیمانه و باتمان

واژه های پرگار و پرگاله (وصله) بر گرفته از واژۀ مرکب اوستایی پئیری-گر (پیرامون کشنده) و پَرَکاله سنسکریت (بعداً افزوده شده) هستنند و فنجان از ریشۀ سنسکریتی پیندا (کروی) به نظر می رسد. پینۀ فارسی (پیوند جامه) از پی اوستایی به معنی پروردن و ستبر کردن به نظر می آید. پیاله (پالهٔ سنسکریت) که برخی آن را بر گرفته از phiale یونانی می دانند، در فارسی میانه به صورت پیگال (پَیَ-گال، پت گال) به معنی منطقی وسیلهٔ نگهدارندهٔ مایع (جام) است. گَر (۶) در فرهنگ واژه های اوستا و گرَب (ریشهٔ واژهٔ معرّب قرابه) در فارسی باستان هاشم رضی و گَرِبا در فرهنگ واژه های اوستا به معنی استوار گرفتن و نگهداشتن آمده اند و می رسانند که منظور جامی بوده که در دست نگه می داشته اند. یادگار در واقع به معنی نگهداشتن یاد است. گَرَ/گَر (ریشۀ واژۀ معرب جَرّه) در زبانهای هندوایرانی به معنی مایع (۴) و جام نیز آمده است.

واژۀ پنبه با توجه به امکان تبدیل حرف ل به ن در فارسی می تواند به معنی نرم بوده باشد:

पेलव adj. pelava soft

फेनवत् ind. phenavat like foam

पिञ्ज m. pinja cotton

پیمانه (پت-ما-نه) که به معنی وسیلهٔ سنجیدن و اندازه گیری است، می تواند معنی ظرف خورش (پَیَ-مانه) را هم بدهد. باتمان مقیاس وزن ترکان نیز به همان صورت پات-مان (پَت – مان) در زبانهای ایرانی به معنی وسیلهٔ سنجیدن است. مولر اصل باتمان را از «پَتْمان فارسی میانه» می داند.

خرید مجموعه کتاب های تاریخی

You might also like

دیدگاه بگذارید

avatar
  عضویت  
اشتراک برای