ریشۀ ایرانی و عربی واژۀ وجدان

ریشۀ ایرانی و عربی واژۀ وجدان
 
اگر ترکیب اوستایی ویج-دئنَ به وِجدان قائل شویم آن به معنی وجدان اصلی و فرمان درونی اصلی خواهد شد.
बीज n. bija (vija) origin
 
نظر محمد رضا نظری دارکولی در مورد ریشهٔ واژهٔ وجدان:
 
“ریشه ی کلمه ی ” وجدان ” در زبان لکی.
وجدان در زمان پیش از اوستا ” وژزان ” بوده است.
وج = وژ (wež) به معنای فارسی “خود”
دان نیز پیش از اوستا ” زان ” بوده است، به معنی “دانش”.
 
وجدان = وژزان
وژزان = خوددان یا دانش درونی خود.”
 
ظاهراً جزء اول را یعنی وژ (خود) درست دریافته است ولی نه جزء دوم را که از ریشۀ دئنَ (وجدان) است: چون در کلمه کُردی وژدان (وجدان) وژ (از ریشه سانسکریتی vijAvan) به معنی خود است و کلمه دئن به صورت دَئنا در فرهنگ لغات اوستایی احسان بهرامی به معنی دستور دینی، کیش، وجدان و فرمان درونی آمده است و دَئنا در کتابهای پهلوی به صورت همزاد انسان در جهان دیگر بعد از مرگ ظاهر شده است. بر این پایه هم وژدان/وجدان، ضمیر خود آگاه خود شخص و یا همان وجدان اصلی خود شخص معنی میدهد.
 
در قاموس قرآن خود واژۀ وجدان نیامده است ولی در تفاسیر قرآنی آن را با کلمۀ وَجد (پیدا کردن) ربط داده اند:
 
وَجد – جِدَه ، وُجْد – وُجُود – وِجْدان به معنى پیداکردن، رسیدن، دست یافتن وغیره است. آن درخدا چنانکه راغب گفته به معنى علم است مثل [اعراف:۱۰۲]. در بسیارى از آنها وفایى به عهد نیافتیم و دانستیم که وفایى به عهد خدا ندارند. [طه:۱۱۵]. گاهى مراد از آن تمکن است مثل [توبه:۵]. [بقره:۲۸۳]. * [طلاق:۶]. وُجْد (بر وزن قفل) به معنى تمکن است زنان مطلقه را در بعضى از آنچه قادر هستید و سکنى گزیده ‏اید ساکن کنید و ضررى به آنها نرسانید.
 
این واژهٔ سنسکریت هم در باب قابل توجه است که وجدان با خلوص و پاکی مرتبط می سازد:
 
वीशोधन adj. vizodhana purging
वीशोधन adj. vizodhana cleansing

خرید مجموعه کتاب های تاریخی

You might also like

دیدگاه بگذارید

avatar
  عضویت  
اشتراک برای