اسطوره ها و افسانه ها

گزیده ای از اساطیر و افسانه های ملل مختلف دنياي باستان

سربروس(کربروس)

سگ سه سر و اژدهایی که بر در دروازه الماس به نگهبانی ایستاده است و تمامی ارواح را اجازه می دهد وارد شوند ولی از بازگشت آنها جلوگیری می کند.هر یک از ارواح را پس از ورود به آنجا به حضور سه داور می برند به نامهای رادامانتوس ،مینوس و اِآکوس(ایاکوس)که حکم یا رأی مقتضی را صادر می کنند و در نتیجه بدکاران و گنه کاران به عذاب جاودانی محکوم می شوند و نیکان به جایگاه سعادت ابدی می روند که صحرای الیزی نام دارد.

غیر از رودخانه آکرون و کوکیتوس سه رودخانه دیگر هم هست که دنیای زیرین را از دنیای بالا جدا می سازد ،و آنها عبارتند از :فلِگِتون به معنی رود آتش ؛ستیکس که رودخانه پیمان ناشکستنی یا ابدی است که خدایان به آن سوگند یاد می کنند؛و سومین لِتِه است به معنی رودخانه فراموشی کاخ پلوتو یا هادس در جایی از این سرزمسن پهناور نهاده شده است ،ولی بی تردید دروازه های بیشمار دارد و میهمانان بیشمار هم در آن گرد می آیند،اما هیچ نویسنده ای درباره آن سخن نگفته است و آن را به توصیف نکشیده است .صحرایی بی کران آن را در بر گرفته است که گر چه خالی و سرد است .لی سبزه زار ها و مرغزار های پر از بوته گل سوسن ،و گلهای زرد رنگ و اشباح گونه آن را پوشانده اند.ما بیش از این چیزی درباره اش نمی دانیم. شاعران نیز علاقه نداشته اند که در آن وادی سیاه و تیره درنگ کنند.


دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*