بهتر است روی پای خود بمیری تا روی زانو‌هایت زندگی کنی.
خوش آمدید - امروز : سه شنبه ۱ آبان ۱۳۹۷
خانه » آرشیو برچسب: اوگاندا

بایگانی برچسب ها: اوگاندا

تعدد خدایان در اساطیر آفریقا

به نظر می‌رسد که غالب مردم آفریقا، به تعدادی از خدایان اعتقاد داشتند. هر دینی معبد خدایان خود را داشته و این خدایان ملی، به مانند خدایان یونانی، متعلق به خانواده واحدی بوده‌اند. در آفریقای استوایی پژواک‌های جالبی از دین کهن مصری به گوش می‌رسد. اسب‌ آبی، روزگاری به عنوان یک ایزد ـ بانو، یعنی بارونگا در موزامبیک جنوبی، ستایش می‌شد که یادآور تائورت، خدای بومی مصر بود، که به صورت اسب آبی پرستیده می‌شد. مار که در مصر باستان نمادی از سلطنت به شمار می‌رفت، درست با عملکردی مشابه، در میان زولوها و سایر اقوام آفریقایی، معمول بود. مطلب روح ـ رود، در بسیاری از نواحی آفریقا، تشابهاتی با اوزیریس خدای نیل در مصر و آلور در زئیر دارد که آن را، به عنوان خدا تقدیس می‌کردند.

بسیاری از مبلّغین غربی در پرتو باورهای خود، سعی در نوشتن مطالبی درباره مذاهب بومی آفریقا می‌نمودند و تمایل داشتند که به اندیشه وجود یک خدای برتر، دانا و عظیم که در آسمان زندگی می‌کند، پر و بال بدهند. سایر خدایان، به عنوان ایزدان محلّی و غیرمهم تلقی می‌شدند، درست به مانند دین یونانی که زئوس خدای اصلی به شمار می‌رفت و چندین خدای بومی نیز مطرح بودند. بیشتر مردم آفریقای جنوبی و استوایی، وجود یک خدای عظیم، یا به گونه‌ای بهتر، یک خدای آسمانی را پذیرا بودند که در ارتباط با رعد و آذرخش است، اما این باور، اعتقاد به ایزدان دیگر را نزد آنان، کم‌رنگ نکرد. بالغ بر بیست خدا، برای مردم اوگاندا، فهرست‌بندی شده‌اند. اما بیشتر کشورهای آفریقایی، گروهی خدایان متواضع‌تر یا محبوب‌تری را می‌ستایند. خورشید و ماه غالباً به عنوان خدا مطرح شده‌اند و ماه هنوز اثراتی از شخصیت زنانه خود را، در آفریقای غربی، حفظ کرده و از نظر بانتوها، قدرتمند‌ترین الهه، خود زمین است.

برجسته‌ترین موجودات ایزدگونه در آفریقای مرکزی و جنوبی عبارتند از: زمین، خورشید، ماه و اوقیانوس اتلس. و در زئیر، جنگل، مهم‌ترین هستی ایزدی به شمار می‌رود. اینان خدایان نیک‌اند، اگرچه گاه خورشید نقشی دوگانه دارد: بدین مفهوم که موجد هستی و گاه، موجب خشکسالی و مرگ می‌شود. زمین، پیوسته، ایزد ـ بانویی مؤنث به شمار است و به سرسپردگان خود، که از وی اطاعت می‌کنند، مهر می‌ورزد، ولی برای کسانی که از وی اطاعات نمی‌کنند و به وی کم‌توجه‌اند، بدترین پادافراه‌ها را در نظر می‌گیرد. وی همسان ایسیس در اساطیر مصری است.

جنگل، به صورت ایزدی اسرارآمیز و گریزنده است. جنگل همه گونه چیزهای مورد نیاز ساکنان را دارد: خوراک، آشام، چوب، پوست درخت و الیاف گیاه برای جامه، گیاهان رونده جهت ساختن رسن و تناب و تله، ریشه‌ها و افشره‌ها برای ساخت دارو. برخی از اقوام آفریقای مرکزی جنگل را، زیستگاه خدایان و جهان دیگر می‌دانند یعنی آن جا که ارواح در آن، سکونت دارند. یعنی جایی که هر کس مایل باشد می‌تواند در آن وارد شود و می‌بایستی محتاطانه، مراسم ویژه‌ای را اجرا نماید. جنگل همچنین، مسکن دیوان کوتوله پلید است که گوشت را می‌بلعند و استاد جادوگری به شمار می‌روند.

کشیدن خط واسطی میان خدایان و ارواح، کاری دشوار است و به طور کلی، خدایان، در مقایسه با ارواح، دارای حالات انسانی بیشتری‌اند و خود را در معیار بالاتری نشان می‌دهند. تعداد بی‌شماری از ارواح بومی در جنگل و چاه‌ها زندگی می‌کنند و فقط به توسط مردم محلی پرستش می‌شوند. در یونان باستان خدایان محلی و ارواح در جنگل‌ها و چاه‌ها به سر می‌بردند، اما به همان‌گونه که روح یونانی با آگاهی ملی رشد و گسترش یافت، با الگوهای دین متداول یونانی در آمیخت ولی در آفریقا برای دست‌یابی به چنین فرایندی، زمان لازم وجود نداشت تا آن که آنان با اسلام و مسیحیت آشنا شدند و همچنین، ورود نیروهای استعمارگر که برای قبایل، مرزهای ویژه‌ای تعیین کردند، و در نتیجه، بسیاری از مناطق آفریقا از یکدیگر جدا شدند (مثلاً کنگو به چهار بخش، برای استعمارگران تقسیم گردید. دو بخش برای پرتقال، یکی برای بلژیک و یکی برای فرانسه) و بدین لحاظ بود که دین ملی، به شدت سرکوب شد.

منبع:ریچارد کاوندیش،اسطوره شناسی:دایره‌المعارف مصوّر اساطیر و ادیان مشهور جهان، ترجمه‌ی رقیّه بهزادی، تهران،نشر علم،چاپ اوّل،۱۳۸۷

درآمدی براساطیر آفریقای مرکزی و جنوبی

روزگاری مسیحیان از دین آفریقاییان با عنوان «خرافات قبیله‌ای» یاد می‌کردند و مسلمانان، آفریقاییان را جاهل می‌پنداشتند. امروزه، ارزیابی و آگاهی از این‌گونه ادیان زیبای قبیله‌ای، به صورتی گسترده و با نظری مساعد انجام پذیرفته است. اسطوره‌ها به جوامع مذهبی تعلق دارند و در واقع آن‌ها، باورهای عمومی‌اند که جامعه را به صورت یک پارچه حفظ می‌کنند. قبل از ظهور ادیان رسمی همچون، بودایی‌گری، مسیحیت و اسلام، افراد به طور طبیعی، در جوامع مذهبی چشم به جهان می‌گشودند. از این روی، هویت کلمه رومی ناتیو به معنای «تولد»، با به معنای ملت، در معنای عمومی خود، به مفهوم یک جامعه مذهبی است (یهودیان در امپراتوری روم، ناتیو نامیده می‌شدند). این وضع در آفریقا مربوط به زمانی می‌شد که هنوز، اسلام یا مسیحیت در آن راه نیافته بود. شخص به عنوان عضوی از قبیله، زاده می‌شد و برای همیشه، به صورت عضوی از آن، باقی می‌ماند و این‌گونه وابستگی، غالباً با کشیدن علائمی بر روی صورت و بدن، یا از طریق قربانی یا قطع عضو، همچون ختان، علامت‌گذاری می‌شود.

هر گروه قبیله‌ای، دین ویژه خود را دارد که با دین همسایگانش متفاوت است، ولی گاهی شباهت‌هایی در آن‌ها مشاهده می‌گردد که به اشتراک زبانی مربوط است. در آفریقا اشتراکات زبان شناختی، تنها معیار ارتباطات تاریخی به شمار می‌رود و وجود این‌گونه ارتباطات، احتمال داشتن اسطوره‌های مشترک را امکان‌پذیرتر می‌سازد. گروه‌های مختلف مردم در آفریقای مرکزی و جنوبی وجود دارند که با زبان‌هایی مشترک گفتگو می‌کنند و بزرگ‌ترین آن‌ها، خانواده زبان‌های بانتواند که ۲۰۰ گویش مختلف دارند. در میان آن‌ها باید از زولو، تسوانای بوتسوانا، سوازی از سوازی‌لند، روواندا و روندی از بوروندی، سواهیلی، کی‌کویو، گاندای بوگاندا، لینگالای کنگو که در ناحیه غربی خط استوای آفریقا ساکنند، نام برد. گفتگوکنندگان به این زبان‌ها، همگی از اصل مشترکی نشأت گرفتند که به زبان کهن بانتو سخن می‌گفتند، که احتمالاً از جایی در کامرون، یا نقطه‌ای دورتر در شرق، ناشی می‌شوند.

خانواده منسجم بعدی، گویندگان به زبان نیلوتی و عبارتند از آلور در شمال شرقی زئیر، لوئو در کنیا، و آچولی و لانگو در اوگاندا و، نوئر، دینکا و شیلّوک در سودان. در طول مرز شمالی میان زئیر و سودان زبان‌های: زَنده، پامبیا و بارامبو به خانواده زبان‌های زَنده تعلق دارند. در فراسوی غرب، زبان‌های باندا ـ گبایا ـ ناگ‌باندی با هم، به یک گروه خانواده زبانی وابسته‌اند که در شمال زئیر و امپراتوری آفریقای مرکزی بدان تکلم می‌شود (جمهوری آفریقای مرکزی پیشین). در فراسوی شمال، خانواده زبانی بونگو ـ باگیرمی وجود دارد که شامل سارا یعنی زبان اصلی امپراتوری آفریقای مرکزی است.

هوتن‌توت‌ها در جنوب غربی آفریقا (نامیبیا) خانواده زبانی ویژه خود را دارند و زبان بوشمن‌ها در صحرای کالاهاری، از هیمن خانواده زبانی است.

نژاد کوتاه‌قد آفریقایی در جنگل‌های زئیر و کامرون به گونه‌هایی متفاوت سخن می‌گویند و هر گروه، زبان ویژه خود را دارد.

اما به هر حال، باورهای دینی سرزمین آفریقا، می‌بایستی در رابطه با زبان آنان تعریف شوند. غالب مردم آفریقا، خواه ناخواه، اسلام را (به عنوان مثال در شمال و غرب، سودان و سومالی) و مسیحیت را در (بیشتر نواحی و نواحی جنوب) پذیرفته‌اند. فقط قبیله‌های اندکی همچون یوروباها در نیجریه، که صاحب فرهنگی قوی و فرهیخته‌اند، توانستند دین اصلی خود و نیز معبد خدایان خویش را حفظ کنند. تصویری منسجم از سنت‌های شفاهی، و منابع کهن اقوام آفریقا، می‌بایستی در کنار هم قرار داده شوند.

ریچارد کاوندیش،اسطوره شناسی:دایره‌المعارف مصوّر اساطیر و ادیان مشهور جهان، ترجمه‌ی رقیّه بهزادی، تهران،نشر علم،چاپ اوّل،۱۳۸۷

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است