اسطوره ها و افسانه ها

گزیده ای از اساطیر و افسانه های ملل مختلف دنياي باستان

اسطوره اتره هسیس

اسطورۀ اتره هسیس[۱] ( خرد بیش از حد)

این اسطوره به این ترتیب آغاز می شود که خدایان همۀ کارهای سخت را انجام می دهند، به کندن کانال ها و تمیز کردن آنها می پردازند، در حالی که این کار را دوست ندارند. پس از گذشت ۳۶۰۰سال به این نتیجه می رسند که به اندازۀ کافی کار کرده اند و خود را در مقابل انلیل مسلح می کنند. انلیل از اینکه در نیمه های شب تهدید شده است ناخشنود است و چهره اش مانند درخت گز زرد می شود. وی خدایان بزرگ را گرد می آورد تا حرف آنها را بشنود. و آنها تصمیم می گیرند که بیلیت- ایلی ، الهۀ زهدان، میرندگان را بیافریند و از آن پس میرندگان همۀ کارهای سخت را انجام دهند. او اینکار را می کند و هفت مرد و هفت زن را می آفریند. از این گروه کوچک جمعیت عظیمی پدید می آید که از نظر انلیل بیش از حد زیاد است.[۲]

کشتی نوح

برای نابودی آنها انلیل، طاعون، خشکسالی و قحطی را آزمایش می کند، اتره هسیس اطمینان می دهد که آنها عمل نخواهند کرد. پس از گذشت شش سال مردم دختران خود را می خورند و دیگر نمی توانند کارهای سختی که برای آن آفریده شده اند، انجام دهند.[۳] انکی و انلیل دربارۀ بهترین روشی که باید در پیش گرفت با هم به منازعه برمی خیزند. انلیل تصمیم می گیرد یک کردار بد انجام دهد ( توفان)، و انکی به اتره هسیس هشدار می دهد و دربارۀ قایقی که باید ساخته شود به او رهنمودهای مشخص می دهد، و به او اطلاع می دهد که توفان به مدت هفت روز ادامه خواهد یافت. متاسفانه در اوج حادثه خلا بزرگی در حدود پنجاه و هشت سطر وجود دارد و داستان در نقطه ای از سر گرفته می شود. این حماسه با یک سرود مذهبی موجز به پایان می رسد که احتمالاً توسط انلیل خوانده می شود.:

ما چگونه توفان نازل کردیم.

اما یک انسان از این فاجعه جان به در برد.

شما رایزن خدایان هستید؛

من در فرامین شما تناقض آفریدم.

بگذار ایگی گی به این آواز گوش دهد

تا شما را ستایش کند

و بگذار آنها از بزرگی شما گویند.

من آواز توفان را بر همۀ مردم خواهم خواند:

گوش کنید![۴]


[۱] . Atra- hasis

. اسطوره های بین النهرینی، ص ۶۹ [۲]

. زن در اساطیر ایران و بین النهرین، صص ۱۰۰و۱۰۱[۳]

. اسطوره های بین النهرینی، ص ۷۰ [۴]


یک دیدگاه در “اسطوره اتره هسیس”

  1. جواد مفرد کهلان

    آتراهاسیس به معنی انسان بسیار خردمند است. چون جایگاه وی دریاست و با کشتی روی امواج دریا سر و کار دارد؛ این ویژگی او را با اوتناپیشتیم (آنکه حیات جاودانه یافت)، نوح (کشتی بان صاحب حیات)، خضر (سر سبز و جاودانی) یکی نشان میدهد. به نظر میرسد این خدای قومی بلمرانان خلیج فارس و دریای عمان بوده و معادل ایزد اِئای بابلیها (ایزد معبد آبهای ژرف و ایزد خرد و دانش) به شمار می رفته است. در جزیره خارک معبدی مهمی برای این ایزد ایجاد شده بوده است که در عهد یونانیها معبد نپتون (ایزد دریاها) نامیده شده است. بابلیهای سومری و اکدی اسطوره ای در باره پیدایی خط داشته اند که بر این اساس بوده است: ” اوانس (ائای جاودانی؛ یونس) در شکل نیمه ماهی (دلفین) و نیمه انسان از آب بیرون آمد و خط را برای اولین بار به مردم یاد داد و دوباره به دریا بر گشت.”. کثرت محلهایی که در سواحل ایرانی خلیج فارس و دریای عمان به نام خضر خوانده میشوند؛ نشانگر خدای ملی بلمرانان به شمار رفتن خضر، آتراهاسیس در این منطقه بوده است.

    Reply

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*