اسطوره ها و افسانه ها

گزیده ای از اساطیر و افسانه های ملل مختلف دنياي باستان

داستان بعل و دریا

داستان نخست درباره مبارزه و برخورد بعل با یم، یعنی دریا ـ خداست. بر روی نخستین لوحه، مطلبی درباره ساختن معبدی برای یم، به توسط صنعتگر ـ خدایان یعنی کوتهار و خاسیس آمده است. به نظر می‌رسد که ساخت معبد بنابر اجازه اِل خدای عمده صورت می‌گرفت، زیرا به وی اخطاری درباره خطر وجود یم بدین‌گونه داده شده بود که یم، دریا ـ خداست و می‌تواند به سرعت بر روی زمین بیاید و موجب ویرانی شود. اِل، مطلب را دریافت، ولی به یم گوشزد می‌شود که می‌بایستی با بعل به مبارزه برخیزد و او را از تخت فرود آورد.

لوحه دوم، آگاهی دیگری مبنی بر طرح نقشه حمله بعل، با کمک خدایی دیگر به نام هورون و ایزد ـ بانویی به نام آتهی‌رات را عرضه می‌دارد. یم قاصدانی به مجمع خدایان در «کوه شب» می‌فرستد و می‌گوید: بعل و خدمتگذاران او را تسلیم کنید، من صاحب طلای پسر داگون می‌شوم (در کتاب مقدس، داگون در ارتبط با فیلیسیتینی‌ها است). اِلْ می‌پذیرد که بعل برده یم باشد. بعل به سختی مقاومت می‌کند، ولی به توسط دو ایزد ـ بانو، یعنی آتهی‌رات و آنات، در بند می‌شود. در این‌جا، شکستگی بزرگی در لوحه مشاهده می‌گردد، اما ظاهراً بعل، به توسط خدایان دیگر، تسلیم یم می‌شود.
در آن جا که متن دوباره قابل خواندن می‌گردد به نظر می‌رسد آتهتارت خدا، مدعی حق فرمانروایی بعل می‌شود و در کار ساخت قصر یم دخالت و شکایت می‌نماید که وی خانه‌ای به مانند خانه سایر خدایان ندارد «درباری به مانند پسران مقدسین ندارد.» شاپاش، خورشید ـ الهه برای وی توضیح می‌دهد که او نمی‌تواند شاه باشد، زیرا او همسری، به‌سان همسران سایر خدایان ندارد.
در پایان این لوحه، بعل با یم به نبردی سخت می‌پردازد. وی در حال نبرد بود که کوتهار و خاسیس، صنعتگر ـ خدایان، به او دو چماق جادویی دادند. بعل چماق‌ها را «دنبال کننده» و «گریزدهنده» می‌نامد و همین سلاح‌ها، موجب چشم‌پوشی یم از فرمانروایی می‌شود. بعل با چماق اول، به شانه یم کوبید، ولی یم نیفتاد و سپس، با چماق دوم به جمجمه وی کوفت، یم بر زمین افتاد، چهره‌اش لرزان و بدنش خرد و سرانجام، تسلیم شد.
کلمات پایانی می‌تواند «وی را نوشید» ترجمه شود و این ممکن است بدان معنا و تأکیدی بر این مطلب باشد که در روزگار این اسطوره، آب دریا نوشیده می‌شد و در این جا، به خاطر نمادینه ساختن پیروزی بعمل به عنوان باران ـ خدا، بریم، که دریا ـ خدا بود به کار رفته است. بخش پایانی این لوحه، شامل این ادعاست که «یم محققاً مرده است و بعل شاه می‌شود.»

برچیده از : ریچارد کاوندیش،اسطوره شناسی:دایره‌المعارف مصوّر اساطیر و ادیان مشهور جهان، ترجمه‌ی رقیّه بهزادی، تهران،نشر علم،چاپ اوّل،۱۳۸۷


2 دیدگاه در “داستان بعل و دریا”

  1. زهره

    سلام مرسی از کتابایی که برام فرستادید. لطفا کتابای زرتشت و اموزش کامل الفبای میخی رئ برام بفرستید

    Reply

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*